1- بیماریهای باکتریایی

دو بیماری مهم زنبور عسل که بیش از هر بیماری دیگر مورد مطالعه قرار گرفته و منشع باکتریایی دارد بیماری لوک امریکایی و اروپایی هستند.سپتی سمی (عفونت عمومی)و بیماری پولک پودری نیز بیماریهای باکتریایی هستند که به جهت خسارات کم اقتصادی کمتر به انها توجه شده است.

1-1-بیماری لوک امریکایی

لوك آمريكايي يك بيماري باكتريايي است كه فقط نوزادان زنبورعسل راآلوده مي كند وسبب مرگ آنها ميشود. اين بيماري يكي ازخطرناك ترين بيماريهاي نوزادان زنبورعسل است كه در سرتاسر دنيا گسترش دارد.

عامل بيماري:

عامل بيماري باسيل گرم مثبت هاگ داراي است به نام پني باسيلوس لاروي كه براي اولين باردرسال 1920 توسط وايت بعنوان عامل بيماري لوك آمريكايي مشخص گرديد؛ هاگ اين بيماري نسبت به حرارت ؛ خشكي وموادضدعفوني كننده مقاوم است وساليان درازمي تواندعفونت زاباقي بماند؛ بعضي ازسويه هاي آن حرارت 90 درجه سانتي گراد راتا20 دقيقه و100 درجه راتا11 دقيقه تحمل مي نمايند؛ فرم رويشي باكتري عفونت زانبوده وفقط هاگ آن عفوني زا مي باشد.

انتقال وسرايت بيماري :

ميكرب اين بيماري به صورت اسپور(هاگ)همراه باغذاواردبدن لاروهاي خيلي جوان شده ودرروده لاروبه فرم رويشي تبديل ميشودوبا سوراخ نمودن جدارروده وارد همولنف شده شروع به تكثير مي نمايد،سپس لارو رابيمار وسرانجام ازبين مي برد. باسيلوس لاروي دربدن لاروهاي مسن نمي تواند رشد نمايد،چون محيط برايش چندان مناسب نيست.

مهمترين راههاي سرايت بيماري عبارتنداز:

1- دردرجه اول خودزنبورداربادستهاووسايل كارآلوده به عامل بيماري ويابرداشتن قاب ازكندوي بيماروآويزان كردن آن دركندوهاي سالم باعث انتشارلوك امريكايي ولوك اروپايي درزنبورستان مي گردد.

2- استفاده ازعسل آلوده جهت تغذيه زنبوران.

3- زنبورهاي وارداتي آلوده مي توانند نقش مهمي درانتشار بيماري داشته باشند.

4- زنبورهايي كه حجره هاي آلوده راتميز كرده اند.

5- خريدن كندواززنبورداراني كه زنبورستان آنها آلوده به اين بيماري باشند.

6- زنبورهاي نر كه آزادانه به داخل كندو رفت وآمد مي كنند موجب انتقال بيماري مي شوند.

7- استفاده ازموم كندوهاي بيمار براي ساختن موم پرچ شده.

8- غارت جمعيتهاي ضعيف وبيمار به وسيله جمعيتهاي قوي باعث انتقال بيماري به كندوي قوي مي شود.

9- بعد ازمهاجرت دراثر ورود اشتباهي زنبورها به كندوهاي مجاور در صورتي كه آلوده باشند مي توانند كندوي جديدراآلوده كنند.

نشاني هاوتشخيص درمانگاهي بيماري:

لاروها تقريبا“ درسن 3-2 روزگي به اين بيماري حساس ترند.بيماري تا موقعي كه درپوش حجرات بسته گردد ادامه خواهدداشت ومرگ لارو درموقعي كه درپوش سلولي بسته مي شوداتفاق مي افتد وسرآنها به طرف بالا و درپوش حجره مي باشد، بدين معني كه مرگ وميرلاروها معمولا“ درمرحله پيش شفيرگي است ولي درمرحله شفيرگي نيزممكن است پيش آيد. لارو كه درحالت سلامت به رنگ سفيد صدفي است ؛ درموقع ابتلا به بيماري تغييررنگ داده كم كم زردقهوه اي مي شود. درپوش حجرات كه درحالت طبيعي كمي محدب وبه رنگ قهوه اي روشن هستند در لاروهاي بيمار مرطوب ؛ فرورفته وتيره رنگ مي گردند. زنبورهاي بالغ باتشخيص چنين حجراتي درپوش آنهارابه منظورخارج نمودن لاروهاي بيمار و مرده سوراخ مي نمايند. به اين دليل است كه شان آلوده برخلاف شان سالم كه درطي مراحل مختلف رشد لارو تقريبا“ يك دست است خيلي نامنظم به نظر مي رسند و ظاهرشان چنان مي نمايد كه تخم كذاري نامرتب انجام شده ودراين حالت اگرشان رانگاه كنيم حجراتي بادرپوش هاي باز، بسته، درپوشهاي تغييررنگ داده ومقعر و درپوش هاي سوراخ شده خواهيم ديد. لاروهاي مرده شروع به گنديدن نموده تيره رنگ مي گردند و بوي مخصوصي ازآن ها استشمام خواهدشد. اين بو بعضي اوقات تاموقع خشك شدن لاروممكن است باقي بماند. دراين مرحله اگرچوب كبريتي رابه داخل حجره فروبرده كمي بپيچانيم وبيرون بكشيم، رشته كشدارتقريبا درازي حداكثربه طول 5/2 سانتي متر به دنبال چوب كبريت كشيده خواهد شد كه يكي ازعلائم بسيارمشخص بيماري است ، اين مرحله، مرحله كشدار ناميده مي شود حالت مزبور در لوك اروپايي نيزممكن است ديده شود ولي رشته اش خيلي كوتاهتراست . بالاخره پس ازحدوديك ماه يابيشترلاروخشك شده، فلس مانند گشته به ته حجره مي چسبد، درصورتي كه لارودرحالت شفيره اي ازبين رفته باشدزبان لاروبه طوربرجسته ازكف حجره نمايان ميگردد. اين حالت نيزيكي ازعلائم مشخص بيماري ميباشد.

كنترل ودرمان بيماري لوك آمريكايي:

روشهاي مختلفي به منظوركنترل ودرمان بيماري لوك آمريكايي توسط زنبورداران به كاررفته است ، به پاره اي ازاين روشهااشاره ميشود:

1- تكان دادن( رهاسازي )

به دوروش انجام ميشود:

روش اول : يک هفته بعد از اولين درمان داروئي و دقيقاً قبل از دومين درمان توسط شربت حاوي دارو رهاسازي انجام ميشود. يعني درمان دوم در كندوي جديد يا كلني رها سازي شده از شر اسپور ها انجام خواهد شد. دقت در هنگام عمليات رها سازي ضامن موفقيت است. عمليات بايد در روز روشن و در هنگام فعاليت زنبوران، انجام شود.

روش دوم – زنبوران رابه داخل يك جعبه ( كندوي خالي ) تكان ميدهندچندين ساعت دراين جعبه نگهداري ميشوندتاآخرين ذرات عسل آلوده راكه باخوددارندمصرف كنند؛ سپس آنهارابه داخل كندوهايي كه قابهاي تازه موم كشي شده دارندتكان ميدهند.

2-كشتن وسوزاندن زنبوران:

بهترين ومؤثرترين راه مبارزه بالوك آمريكايي ، كشتن تمام كلني هاي آلوده وضدعفوني وسائل وكندوهاي مربوطه باشعله افكن مي باشد.

دارودرماني:

داروي پيشنهادي اكسي تتراسيكلين مي باشد كه بايد توسط دكتر دامپزشك تجويز شود.

1-2- بیماری لوک اروپایی

لوك اروپایی، تحت نامهای لوك خوش خیم ، لوك بدبو، لوك اسید عامل آلودگی منطقه ای شفیره های زنبوران عسل می باشد. شدت آن ، به تنهایی یا همراه با لوك آمریكایی، آنرا در گروه مشهور به بیماریهای واگیر جا داده است . در سال 1904، هم زمان با کشت باسیلوس لاروا یك آلودگی دیگر در شفیره ها تشخیص داده شد كه علایمی مغایر با لوك آمریكایی داشت و بعنوان لوك اروپایی شناخته شد. با وجودیكه این بیماری به قاره اروپا محدود نبود.

عامل بیماری :

بر خلاف لوك آمریكایی، لوك اروپایی یك آلودگی است كه توسط باكتریهای گوناگون ایجاد میشود. مشهورترین عوامل عبارتند از:

ـ میكروب ملی سو كوكوس پلوتونیوس یا استرپتوكوكوس پلوتون:

بموجب تحقیقات وایت White ، مهمترین عامل ایجاد كننده بیماری است ، این میكرو ارگانیسم به شكل كوكسی یا دانه های تسبیح ، چند شكلی ، معمولاً بصورت كم و بیش گرد به قطر یك میكرون است.این میكروب گاهی بصورت تك تك و گاهی بصورت رشته یا دانه های تسبیح، ولی اغلب بصورت توده مشاهده میشود و گرم مثبت است. این میكروب هاگدار یا اسپور دار نمیشود ، لذا مقاومت آن محدود است، یك سال در شرایط خشكی و بیست و پنج روز در شرایط معمولی میتواند زندگی كند.

ـ میكروب باسیلوس آل ویی:

نقش این میكروب در سال 1885 بوسیله دو نفر به نامهای Cheshire و Chayne كه بیماری را بطور تجربی ایجاد كردند ، روشن گردید. كار آنها بعداً توسط محققان دیگر، Borchert و Timasec ،تایید گردید. این میكروب یك باسیل گرم مثبت به اندازه2 - 7× 8/0-2/1 میكرون میباشد و می تواند تولید اسپور نماید. این اسپور ها از اسپور های باسیلوس لاروا به مراتب بزرگتر و اضلاع موازی دارد. مقاومت آن كمتر و میتواند 30دقیقه در 100 درجه سانتی گراد مقاومت نماید.

میكروب آكروموباكتر اوریدیس :

یك باسیل گرم منفی ، كه تولید اسپور نمی نماید و میتواند به تنهایی یا با سایر عوامل پاتوژن ایجاد بیماری نماید. نسبت به سایر عوامل از اهمیت كمتری برخوردار است. میتواند مرگ لاروی را كه قبلاً آلوده شده ، تسریع نماید.

ـ میكروب استرپتوكوكوس فكالیس:

این باكتری اغلب همراه سایر اجرام آلوده كننده یا میكروبها مشاهده میشود ، در برخی موارد این باكتری شدیداً غالب است و همچنین میتواند علایم مشخص ایجاد نماید.

ـ میكروب باسیلوس لاتروسپروس:

این میكروب دارای یك اسپور جانبی میباشد . توانایی بیماریزایی آن مورد بحث است. انتقال تجربی جرم انجام و بیماری نیز ایجاد شده است.

دخالت باكتریهای گوناگون در این بیماری هر كدام ایجاد بیماری لوك اروپای با علایم مشخص می نمایند. احتمال دخالت ویروس ها در ایجاد بیماری وجود دارد، اما تئوری دخالت یك ویروس معین مردود است. برخی موارد ویروس عامل لارو كیسه ای با استرپتوكوكوس فكالیس از عوامل ایجاد كننده لوك اروپایی می باشند، كه لاروها علایم مشخصه لوك اروپایی را نشان داده و میتوان حضور این ویروس را به میزان بالا تشخیص داد. همچنین در هنگام حمله ویروس فلجی حاد (APV )به زنبوران، كه به شفیره ها و زنبوران بالغ از طریق واروای ماده منتقل میشود، علایم معین لوك اروپایی دیده میشود. دخالت میكرو ارگانیسم های مختلف در ایجاد لوك اروپایی موجب ارایه تفسیر های مختلف توسط محققین شده است. گروهی تئوری وجود یك نوع لوك اروپایی را علی رغم وجود عوامل گوناگون ایجاد كننده بیماری پذیرفته اند. این نظریه می گوید كه علایم ثبت شده گوناگون مربوط به انواع اختصاصی بیماری نمیباشد.

گروهی با توجه به عامل یا عوامل ایجاد كننده و علایم مخصوص، بیماری خاصی را مطرح می نمایند.

· لوك اروپایی معمولی با اجرام غالب استرپتوكوكوس پلوتون و باسیلوس آل ویی

· لوك اروپایی حاد با جرم غالب باسیلوس آل ویی

· لوك اروپایی مزمن با جرم غالب استرپتوكوكوس فكالیس .

عوامل مستعد كننده:

عامل مستعد كننده ای كه بطور عموم پذیرفته شده ضعف تغذیه ای است . در بعضی از مناطق معلوم شده كه وقتی كلنی های قوی با یك دوره بارندگی ، سرما یا خشكی طولانی مواجه می شوند كه در تأمین گرده اختلال ایجاد شود، یا در بعضی از اوقات سال كه میزان گرده كاهش می یابد. بیماری ظهور می نماید. تضعیف كلنی به هر دلیل ،تغییرات جوی، اختلال در توازن گروههای جمعیتی كلنی ، وجود عوامل بیماری زای دیگر (واروا) ، در بروز بیماری میتواند اهمیت داشته باشد.

بیماریزایی :

در موقعیت بروز بیماری ، عامل از طریق مواد غذایی به لاروها منتقل و با رسیدن به روده میانی به شكل سریع تكثیر میشود. آلودگی محدود به روده بوده و منجر به سپتی سمی نمیشود. لارو در اثر محرومیت از غذا و رشد سایر باكتریها تلف میشود.

علائم :

بروز علایم لوك اروپایی در مرحله باز بودن شفیره ها ، در اغلب موارد تشخیص بیماری را آسان می نماید. شفیره ها موزاییك مانند و بوی مخصوص دارد که كم و بیش قابل تشخیص و متفاوت با بوی لوك آمریكایی است. لاروها در كف حجره ها مشاهده میشوند. كم و بیش شكل و قطعه بندی خود را حفظ كرده اند ، ولی اغلب وضعیت غیر طبیعی دارند، به دیواره حجره چسبیده نیستند، كشدار نبوده ولی نرم میباشند و با لمس كردن به راحتی پاره میشوند. رنگ سفید صدفی خود را از دست داده ، سپس زرد و سرانجام قهوه ای میشوند. بعد از خشك شدن ، لارو ها به پلاك هایی تبدیل شده كه به سادگی از دیواره حجره جدا میشوند.
علایم فوق در زمانی كه استرپتوكوكوس پلوتون و باسیلوس آل ویی غالب باشد مشاهده میشود. ولی زمانی كه بیماری لوك مزمن یا شفیره های فاسد باشند، علایم تفاوت میكند.

لوك مزمن:

گروهی از لاروها بعد از بسته شدن درب حجره ، تلف می شوند. در ب حجره ها فرو رفته ، لاروها به رنگ بلوطی در آمده ، گاهی كشدار مثل لوك آمریكایی ،بدون اینكه بوی خاص استشمام شود. لاروها پس از خشك شدن بشكل پولك بلوطی تیره درآمده كه بسادگی قابل جدا شدن است و توسط زنبوران خارج میشود.

اپیدمیولوژی:

عامل آلوده كننده توسط مواد غذایی وارد روده میانی لارو می شود. هر سه نوع لارو به آلودگی حساس هستند. بیماری لاروهای جوان را مبتلا كرده و در مرحله بازبودن شفیره ها آنها را مبتلا كرده و قبل از بسته شدن درب حجره تلف میشوند. نحوه انتقال آلودگی در سطح كلنی، شبیه لوك آمریكایی است ولی با شدت كمتر و چون لارو تلف شده كشدار نبوده و پلاك ها به دیواره حجره چسبیده نیستند ، پیشگیری بیماری توسط زنبوران نظافت گر سهل است. تكثیر و توسعه بیماری در سطح زنبورستان و منطقه، به فاكتورهایی كه برای سایر بیماریها، مطرح است، بستگی دارد. بیماری معمولاً به چند كلنی یا زنبورستان محدود میشود، از یك زنبورستان به زنبورستان دیگر و از سالی به سالی تفاوت های زیادی در بیماری مشاهده میشود. اغلب عود بیماری در بهار رخ میدهد. و اغلب بطور خود بخود با مساعد شدن وضعیت غذایی و آب و هوایی بیماری ناپدید میشود. كاهش گرده روی فعالیت غدد هیپوفارنژیال و ماندیبولار زنبوران پرستار و در نتیجه ، بر روی ترشح ژله رویال از نظر كمی و كیفی اثر سوء داشته، لذا لاروهای جوان دچار نقص تغذیه ای میشوند. واروا یك عامل مستعد كننده لوك اروپایی است و با آتروفی یا تحلیل بردن غدد ترشح كننده ژله رویال باعث اختلال در فعالیت غدد شده و نتیجه اش بر روی لاروها همان نقص در تأمین گرده میباشد.

پیش بینی بیماری:

حدت لوك اروپایی به مراتب از لوك آمریكایی كمتر است به این دلیل كه از طرفی مقاومت عامل این بیماری از مقاومت اسپور باسیلوس لاروا كمتر است و از طرف دیگر مواد پاتوژن (لاروها، پولك ها) خیلی ساده تر توسط زنبوران نظافت گر حذف میشوند، چون نه چسبیده هستند و نه كشدار .

درمان:

درمان دارویی و همچنین پیشگیری از بروز آن شبیه لوك آمریكایی است ، مگر در آلودگی های خیلی شدید. نباید فراموش كرد كه لوك اروپایی وابسته به عامل تغذیه و آنهم اغلب به عامل آب و هوایی بستگی دارد. لذا از بین بردن كلنی آلوده بجز در موارد شدید ضرورتی ندارد ، ولی حذف كادرهای آلوده اجباری است.
برای درمان دارویی، آنتی بیوتیك اختصاصی لوك اروپایی (دی هیدرو استرپتومایسین) را بصورت یك گرم از ماده مؤثره در هر كلنی، در یك لیتر شربت 1 به 1 میتوان استفاده كرد، 3 بار به فاصله یك هفته تكرارشود.

1-3-عفونت عمومی بدن(سپتی سمی):

سپتی سمی بیماری زنبوران بالغ است. اولین بار شخصی به نام برنساید در سال1928میلادی این بیماری را کشف کرده و توضیح داد.زنبوران کارگر و نرها وملکه مستعد ابتلا به این بیماری می باشند.

عامل بیماری:

عامل این بیماری باکتری به نام پزودوموناس اپی سپتیکوم است.این باکتری از جمله باکتری های گرم منفی و تولید اسپور نمی کند گفته میشود که رطوبت به انتقال سپتی سمی کمک میکند واحتمال بروز بیماری تحت شرایط استرس و فشار افزایش می یابد.استرس هایی نظیر تغذیه زیاد با غذای مصنوعی تراکم فراوان زنبورها روی شانها یا نقل مکان زنبورها شرایط و امکان ایجاد بیماری را افزایش میدهد.

علائم:

زنبوران الوده به سپتی سمی سریعا می میرند و در نتیجه جمعیت کندو کاهش می یابد و موجب ضعف کندو می گردد.این زنبوران قدرت پرواز ندارند و به وسیله کارگر ها از کندو بیرون برده می شوند.همولنف زنبور های بیمار از قهوه ای ملایم به سفید گچی می گراید.مهمترین نشانه و اسیب در زنبوران الوده تخریب سریع عظلات است.برای مثال برداشتن زنبور های الوده از طریق زوائد بدن مانند بال وسر و سینه یا شکم غیر ممکن است زیرا قسمتها جدا شده و می افتند.همچنین زنبوران الوده در کندو بی قرار بوده غذا نمی خورند و قادر به پرواز نیستند.

درمان:

هیچ سویه و گروهی از زنبوران را نمی توان یافت که به این بیماری مقاوم باشد.در بسیاری از کشورها داروی استرپتومایسین با موفقیت برای کنترل سپتی سمی مصرف میشود.

1-4-بیماری پولک پودری:

نوعی بیماری نادر است که عامل ان باکتری باسیلوی پولویفاشینس معرفی شده است.این باکتری نیز تولید اسپور یا هاگ نموده و حداکثر رشد ان در 45درجه سانتی گراداست.این بیماری تنها به نوزادان جوان حمله میکند و پولکهایی که از نوزادان مرده حاصل میشود پودری و تردتر از پولکهای لوک امریکایی و اروپایی است.رنگ این پولکها از قهوه ای روشن تا زرد تغیر میکند و از کف سلول تا سقف کشیده میشود که در صورت برداشتن پودر میشوند.نام بیماری هم از همین ویژگی گرفته شده است.سرپوش سلولها در این بیماری نیز سوراخ میشود.احتمالا این بیماری دارای زندگی مسالمت امیز با زنبورها می باشد و تحت شرایط استرس این عامل بیماری زا میشود.

2-بیماریهای ویروسی

:(Sac brood) 2-1- بیماری کیسه ای نوزادان

در سال 1917میلادی اولین بار بیماری ویروسی تحت عنوان بیماری کیسه ای نوزادان تشخیص داده شد.این بیماری عموما لاروهای 4-2 روزه را مبتلا میسازد و سبب تلف انها می شود.لاروهای دو روزه از سایرین حساستر هستند.محققین عامل بیماری را ویروس پالش پذیر اعلام نموده اند.عامل بیماری احتمالا همراه غذا وارد دستگاه گوارش لار شده و تولید بیماری میکند.ویروس حداکثر مدت سه هفته در بدن لارو یا داخل عسل زنده باقی می ماند.زنبوران جوانتر اغلب در هنگام حمل و نقل لاروهای تلف شده ویروس عامل بیماری را کسب نموده و انها را در زمان تغذیه سایر لاروها همراه ترشهات غددی به انها منتقل میسازند.

علائم:

لارو ها قبل از دوره شفیرگی تلف می شوند و معمولا در زیر پوست انها مقدار قابل توجهی مایع جمع می شود و سپس انها تلف می شوند و در این حالت شکل کیسه به خود می گیرند.از علائم دیگر این بیماری می توان به این نکته اشاره کرد که قبل از مردن لارو پوست بدنش از قسمت پشتی و از ناحیه چشمها تیره میشود و به مرور در قسمت عقب ادامه می یابد.گرچه تیره شدن رنگ پوست در لاروها صورت می گیرد ولی در مورد بیماری کیسه ای نوزادان این حالت بسیار سریع شروع می شود.بیماری غالبا در بهار شایع شده ئ در تابستان بر طرف می شود.لاروهای تلف شده به شکل خاصی در داخل حجرات قرار می گیرند.به این معنی که اگر درب حجرات به وسیله چوب کبریتی باز شود سر لارو به طرف بالا برگشته و قسمت پشتی لارو که با کف حجره تماس دارد کاملا پهن شده است.

درمان:

به طور کلی درمان عفونتهای ویروسی با مواد شیمیایی مشکل تر از درمان عفونتهای باکتریایی است.به طور کلی هیچ روش قابل قبولی برای درمان عفونتهای ناشی از ویروس کیسه ای نوزادان وجود ندارد.

2-2- بیماری فلج زنبوران بالغ

یک بیماری ویروسی است که تحت عناوین مختلاف زنبوران سیاه کوچک و یا زنبوران غارتگر سیاه و براق نامگذاری شده است. این بیماری اغلب با بیماری های حاصله از مالپیگا موئباملیفیکه و اکاراپیس وودی و نوزما اپیس اشتباه میشود.

عامل بیماری:

به طور کلی دو نوع ویروس در بیماری فلج زنبوران عسل دخالت دارد.یکی از ویروسها که شیوع بیشتری دارد به نام ویروس فلج حاد زنبوان و دیگری که شدت کمتری دارد به نام ویروس فلج مزمن زنبوران خواننده می شوند.

علائم:

گرچه بیماری در طول فصول فعالیت زنبوران عسل دیده میشود ولی بروز شدید بیماری از اردیبهشت تا تیر ماه بیشتر از سایر فصول می باشد.زنبورانی که در اطراف کندو ها پراکنده شده اند کاملا شبیه زنبوران پیر می باشند.یعنی سیاه براق کوچک و بدون مو هستند.

2-3-فلج حاد ویروسی

علائم بیماری مبهم و پیچیده است و تنها علائم ظاهری بیماری در زنبورها شامل عدم توانایی پرواز/لرزش پاهاو بالهاست.اغلب زنبوران کارگر بیماران را از کندو خارج کرده و در فاصله دوری رها میسازند.نشانیهای دیگر بیماری عبارتند از:اسهال/ریختگی پرزهای بدن/رنگ خاکستری و سیاه و بوی زننده زنبور.

2-4-فلج مزمن ویروسی

علائم بیماری فلج مزمن شبیه به بیماری فلج حاد می باشد ولی شدت ان کمتر است.حضور این ویروس در زنبور داری ها شایعتر از ویروس حاد زنبوران می باشد.

پیشگیری و معالجه:

به جهت انکه هنوز علت ایجاد بیماری کاملا شناخته نشده است از این رو مساله پیشگیری ان صرفا بر مبنای رعایت نکات بهداشتی استوار است.تعدادی از محققین تعویض ملکه را موثر دانسته اند. ولی به طور کلی امروزه هیچ روش قابل قبولی برای درمان مستقیم عفونتهای ویروسی وجود ندارد.

3- بیماریهای تک یاختهای

تک یاخته ای ها در زنبوران عسل نیز مانند سایر حشرات مشکلاتی را به وجود می اورند.شاخه تک یاخته ای ها به طور معمول به دو زیرشاخه تقسیم میشود

1-مژکداران که اعضائ ان توسط مژک حرکت می کنند.

2-پلاسمودرما که اعضائ ان توسط تاژک یا پای کاذب حرکت می کنند.

اغازیان یا تک یاخته ای هایی که در ارتباط با زنبور عسل قرار میگیرند در سه رده پلاسمادرما طبقه بندی می شوند:

1-هاگداران:گونه های انگلی هستند که فاقد هر گونه حرکت بوده و شامل نوزما و گرگارینها می باشند.

2-ریشه پایان:اعضا شبه امیبی هستند که توسط پاهای کاذب حرکت می کنند و شامل مالپیگا موئبا ملیفیکه میباشد.

3-تاژکداران:اغازیانی هستند که توسط تاژک به جلو رانده می شوند.

:NOSEMA 3-1- بیماری نوزما

بدترین و ناراحت كننده ترین بیماری در مناطق مرطوب است و یا در هنگامی از سال كه رطوبت بالاست یعنی اواخر زمستان و اوایل بهار اشاعه فراوان دارد.بیماری به شدت مسری است و زنبورها را به شدت ضعیف كرده و در حالت شدت همه انها را از بین می برد.

علائم بیماری:

زنبورهای بیمار با پرهای لرزان جلو كندو و یا كمی دورتر افتاده و ناگاه می میرند،بیماری مرگ و میر زنبورها را در داخل كندو افزایش می دهد.با ضعف در پاییز و یا در اوایل بهار باید به نوزما مشكوك شد.جمعیت بیماربه سرعت ضعیف می شوند كندوهایی كه در پاییز مبتلا می شوند زمستان را طاقت نیاورده و می میرند و اگر بتوانند زمستان را پشت سر بگذارند در بهار آینده قادر به جمع آوری محصول نبوده و در تابستان هم قوی نمی شوند. در اطراف سوراخ پرواز جمعیتهای بیمار لكه های زیادی دیده می شود كه در واقع مدفوع خشك شده زنبورهای مریض است كه به حالت اسهالی از خود دفع كرده اند.در هنگام شدت بیماری لكه ها در داخل كندو و در روی كادر ها نیز دیده می شودو لكه های مذكور دارای بوی ناخوشایندی می باشند.

عامل بیماری:

میكروبی به نام NOSEMA APIS كه در داخل سلولهای جدار روده های زنبور رشد كرده و آنها را به اسهال مبتلا می سازد.

راه انتقال بیماری:

انتقال به وسیله آب و مدفوع زنبورهای بیمار و یا غذاهای آلوده به اسپور نوزما و همچنین بوسیله زنبورهای نر كه مجازند به تمام كندوها رفت و آمد كنند انجام می گیرد. جمعیت های ضعیف و كم زنبور زود و به راحتی به این بیماری مبتلا می شوند. لارو زنبورها هرگز به این بیماری مبتلا نمی شوند و فقط زمانی می توانند به این بیماری مبتلا شوند كه زنبورها كامل شدند.

طرز تشخیص بیماری:

با دو انگشت یك دست سینه زنبور را گرفته و با دو انگشت دست دیگر شكمش را بكشید به طوری كه در اثر كشیدن روده هایش از بدن خارج گردند.رنگ قهوه ای یا كمی قرمز رنگ روده ها دلیل بر سلامتی آنها بوده و رنگ سفید شیری آنها دلیل بر مبتلا بودنشان می باشد. وجود زنبورهایی كه قادر به پرواز نیستند در نزدیكی سوراخ پرواز میتواند دلیل بر وجود این بیماری در كندو و یا زنبورستان باشد.

پیشگیری:

بهترین راه پیشگیری قوی نگه داشتن جمعیت است.جمعیت هایی كه در پاییز بد تغذیه گردند و یا اصلا تغذیه نگردند اگر در طول زمستان از گرسنگی نمیرند در اوائل بهار اغلب بیمار می گردند.بنابراین جمعیتها همیشه باید:

1- به اندازه كافی ذخیره عسلی داشته باشند.

2- به اندازه كافی گرده گل در داخل قابها ذخیره كرده باشند.

3- در هر یك از فصول سال اگر كمبود مواد غذایی در داخل كندو مشاهده شد بایستی فورا به جمعیت به اندازه كافی عسل رسانید.

4- سالانه دو بار،یك بار در اوائل پاییز و یكبار در اوائل بهار هنگام تغذیه جمعیتها باید مقداری داروی NOSEMACK به منظور پیشگیری به شربت افزود و به آنها خوراند.

معالجه بیماری:

1- شروع به تغذیه جمعیت با عسل نموده و در داخل غذای آنها مقداری داروی مداوا كننده بر ضد همین بیماری مثل FUMIDIL-B و یا NOSEMACK می ریزیم.این كار بایستی به محض آگاه شدن از وجود بیماری انجام گیرد.

بهترین وقت برای این كار پاییز و مخصوصا فروردین ماه است.پاییز برای پیشگیری و فروردین برای معالجه.

2- در صورتی كه جمعیت هنوز قوی باشد باید فوری از آن بچه گرفت و بدینوسیله زنبورهای جوان را از پیرها جدا كرد.

چون معمولا لاروها و زنبورهای جوان معمولا مبتلا نمی شوند و فقط زنبورهای پیر كه زمستان رادر كندو گذرانده اند نوزما می گیرند. با جدا كردن پیرها از جوانها به كمك بچه مصنوعی عملا زنبورهای بیمار را از زنبورهای سالم جدا كرده و آنها را نجات داده ایم.

3-2-بیماری آمیبی زنبور عسل(Amoeba disease)

این بیماری عمدتا حشرات بالغ کارگر زنبور عسل را مبتلا می سازد و بر حسب میزان آلودگی خسارت نسبتا زیادی را در بر دارد. عامل این بیماری یک پروتوزوآ بنام (Malpighamba mellificae ) است که به اندامهای تنفسی زنبور عسل یعنی لوله های مالپیگی حمله می کند و آنها را از بین می برد.

علائم بیماری:

چون دستگاه دفعی زنبور مورد حمله قرار گرفته است، کارگران معمولا رفتار و فعالیت طبیعی ندارند و تشخیص قطعی این بیماری از طریق آزمایشات مواد دفعی انجام می گیرد.الودگی ناشی از این تک یاخته سبب تخریب لوله های مالپیگی و اختلال در وظایف انها میشود.بیماری امیبی بیشتر سبب ضعیف شدن جمعیتها می شود به همین دلیل این بیماری را ضعف بهاره یا ناپدید شدن بهاره می نامند.لذا تقلیل ناگهانی و بیش از حد زنبوران در اوایل بهار ممکن است بر اثر ابتلا به این بیماری باشد.زنبوران مبتلا اغلب دارای شکم باد کرده ای هستند که اگر به ان فشار وارد شود محتویات ان تا فاصله نسبتا زیادی جهش میکند.

نحوه انتشار:


چون زنبور های بیمار مواد دفعی خود را بر روی قابها ، شانها و داخل کندو می ریزند و زنبوران دیگر در حین تمیز کردن آلوده شده و باعث انتشار بیماری می شوند.

کنترل بیماری:

کنترل بیماری امیبی معمولا مبتنی بر رعایت بهداشت و ضدعفونی کردن وسایل میباشد.

4- بیماریهای قارچی

قارچها گنده رو یا ساپروفیتهای معمولی زنبور و همچنین شانهای کندو هستند.دو بیماری قارچی که در ارتباط با زنبور عسل وجود دارد که عبارتند از بیماری نوزادان گچی و بیماری نوزادان سنگی.

(Chalk brood) 4-1- بیماری نوزادان گچی


نوعی بیماری قارچی است که تنها در مرحله لاروی مشاهده می شود. ظاهرا در ایران وجود ندارد. Ascosphaera apis عامل بیماریزا می باشد. ، قارچی از گروه اسکومسیتها بنام اسپورهای تولید شده توسط قارچها همراه با موادغذائی وارد دستگاه گوارش لارو شده و جوانه زده و رشته های میسلیوم را بوجود می آورد و مسیلیوم ها در دیواره معده نفوذ کرده و باعث متلاشی کردن قسمتهای انتهائی بدن لارو می گردد. اسپور این قارچ در لاروهائی که کمی سرما خورده اند بهتر رشد می کند.

علائم بیماری:


لارو آلوده معمولا دو روز پس از بسته شدن سر سلولهایش می میرند. این لاروها ابتدا کمی متورم و تمام حجم حجره را پر می کنند بعد از آن چروکیده شده و کم کم سفت میشوند.


نحوه انتشار:

اسپورهای قارچ شده باشد. از راه غذای لاروی که آلوده به.1-

اسپورهای چسبیده به سطح شان و دیواره سلول.-2

کنترل و درمان:

معمولا زیان ناشی از از این بیماری چندان شدید نیست که اقدام به درمان شود.به علت اینکه زنبوران کارگر عموما نوزادان مرده را به خارج کندو می برند از این رو اغلب بیماری قبل از مداخله زنبور دار ناپدید میشود.از بین بردن علفهای بلند از اطراف کندو ها برای جلوگیری از ایجاد رطوبت و تهویه صحیح کندو ها.از گسترش شدید بیماری جلوگیری می کند.تعدادی از محققان مصرف داروهای مختلفی مانند تیمول7/0 درصد را به صورت پاشیدن بر روی شانها را توصیه می کنند.داروی امفوتریسین ب موثرترین ماده ضد قارچ اسکو سفرا اپیس می باشد اما این ماده پایدار نیست.

(Stone brood) 4-2- بیماری نوزادان سنگی

این بیماری نیز قارچی است و توسط قارچی از جنس (Asper gillus) تولید می شود. هم نوزادان و هم حشرات کامل را مبتلا می کند. قارچهای اسپرژیلوس فلاووس و در برخی مواقع اسپرژیلوس فومیگاتوس هم لارو و هم زنبور عسل بالغ را مبتلا کرده و نابود میسازد.

علائم بیماری:

لاروها و شفیره ها ممکن است در حجرات باز و یا بسته مرده و در داخل حجرات به صورت اجسام مومیائی شده و سخت در می آید. لاروهای آلوده ابتدا کرک دارو سفید رنگ و سپس به قهوه ای روشن و یا زرد متمایل به سبز تبدیل شده و کاملا سخت می شوند.


نحوه انتشار:

انتشار این بیماری از یک کلنی به کلنی دیگر از طریق عملیات زنبورداری از جمله جابه جائی شانها ، تغذیه عسل و ادغام كردن كلني ها وغیره از کلنی های آلوده به کلنی های سالم انجام می گیرد.

درمان:

تا به حال هیچ روش درمانی برای بیماری نوزادان سنگی شناخته نشده است اما در موارد شدید الودگی سوزاندن زنبورها و شانها و همه محتویات کندو و همچنین ضد عفونی کردن کندو تنها راه چاره می باشد.عسل کندوهای الوده به بیماری نوزادان سنگی برای انسان قابل استفاده نمی باشد.تعدادی از محققین در یافته اند که با دود دادن شانها با اکسید اتیلن به مدت 15 دقیقه در دمای 22 درجه سانتیگراد میتوان قارچ اسپرژیلوس فلاووس را نابود کرد.همچنین داروهای نیستاتین و تیابندازول بر قارچ مذکور موثر هستند.

5-بیماری ناشی از عنکبوتیان

عنکبوتیان نیز مانند خرچنگهای دریایی هزار پایان و صدپایان جز بند پایان به حساب می ایند و مانند انها دارای اسکلت خارجی بوده و بدنشان بند بند است.ضمائم انها زوج بوده و بند بند است.دو گونه مهم انها که در ارتباط با زنبور عسل قرار میگیرند شامل مایت اکاراپیس وودی و مایت جاکابسونی و جرب تروپیلا می باشد.

5-1- بیماری واروازیس

مقدمه:

واروا اولين بار توسط جاكوبسون در سال 1904 در جزاير جاواي اندونزي بر روي زنبور عسل هندي Apis ceranaمشاهده شد. بين اين انگل و اين زنبور از مدت هاي مديد، همزيستي بوده است.واروا در سال 1964 در زنبور عسل اروپايي ديده شد. از آن زمان انگل با سرعت سرسام آور منتشر شد و واروا در ميزبان جديد با هيچ مانعي براي رشد خود برخورد نكرد. اگر زيست شناسي زنبور عسل اروپايي و زنبور عسل هندي مقايسه شود اين توسعه برق آسا قابل توجيه خواهد بود:در زنبور عسل هندي(دوره تكاملي 17 روز ) واروا نمي تواند جز در شفيره هاي نر تكثير نمايد. زمان بسته ماندن درب شفيره هاي كارگر در اين زنبور خيلي كوتاه بوده و اجازه نميدهد سيكل توسعه انگل كامل شود. در زنبور عسل هندي ، رفتار جوريدن يا پاك سازي فعال شده است. زنبور با خود جوري انگل را از خود دور ميكند يا با ديگر جوري به نبورآلوده ديگر كمك مي نمايد. در عرض دو دقيقه زنبور عسل هندي90% انگل ها را از خود دور كرده و اين رفتار در زنبور عسل اروپايي وجود ندارد. با ترشح بزاق واروا در همولنف زنبور بالغ، رفتار خود جوري فعال مي شود. رفتار جوريدن شفيره ها با تحريك قوه بينايي يا بويايي در زنبورانپرستارفعالميشود. بطورميانگين ميزان درجه حرارت حجره هاي شفيره در زنبور عسل هندي 38 درجه سانتي گراد است ، رحاليكه درجه حرارت مناسب براي تكثير واروا بسته به درجه محيط بين2.34-3.31 درجه سانتي گراد است. ميزان هورمون جواني در نزد زنبور عسل هندي خيلي كمتر از زنبور عسل اروپايي است و توليد مثل انگل را محدود مي نمايد، اين هورمون عامل تنظيم رشد تخمدانها در وارواي ماده جوان ميباشد.غريزه نظافت گري زنبور عسل اروپايي نسبت به زنبور عسل هندي از رشد كمتري برخوردار است از اينروست كه در زنبور عسل هندي شفيره هاي آلوده و تلف شده در داخل حجره ها نقش تله را براي انگل دارند.از سال 1964، انگل در اغلب مناطق دنيا بجز چند منطقه كه فعلاً آلوده نيستند، شروع به گسترش نموده و باعث تلفات در تعداد زيادي از كلني ها شده است.عامل بيماري جربی بنام واروا مي باشد كه داراي دو جنس است. جنس نر، و جنس ماده كه عامل انتشار آلودگي است. جنس ماده علاوه بر بالغين بر روي شفيره ها دیده می شود و جنس نر فقط بر روي شفيره ها يافت مي شود.وارواي ماده بيضوي شكل و شبيه خرچنگ كوچك ميباشد و 1.1 ميلي متر طول و 6.1 ميلي متر پهنا دارد. قسمت پشتي از يك مجموعه صفحه كه به هم وصل شده اند پوشيده شده است. وارواي نر، از نظر شكل با ماده تفاوت داشته ، شكل آن گرد (قطر 0.8 ميليمتر) و رنگ آن سفيد است. بدنی نرم داشته و شيارهايي بر روي پشت دارد، گوشه گير بوده، تغذيه نميكند يا از بقاياي غذايي استفاده ميكند. چهار جفت پاي او بطرف جلو كشيده شده است. بجز داخل حجرات آن را نميتوان ديد و زندگي ميكند تا توليد مثل نمايد.

مراحل تكاملي واروا:

تخم: بيضوي و حدود 5.0 ميلي متر به رنگ سفيد كمرنگ.

پيش لاروي: فرم غير فعال، بي حركت و خيلي مقاوم.

لاروي: بعد از پوست اندازي از مرحله پيش لاروي ،وارد مرحله لاروي ميشود، در اين مرحله نه مي تواند تغذيه كند و نه حركت نمايد داراي شش پا است.پيش لاروي فرم غير فعال، بي حركت و خيلي مقاوم.

پيش شفيره اي:بعد از مرحله لاروي و پوست اندازي پيش شفيره ظاهر شده، به رنگ سفيد و داراي چهار جفت پا ميباشد.اين پروتونف يا پيش شفيره حركت نميكند يا خيلي كم با استفاده از پنجه ها، اما ميتوانند كوتيكول را سوراخ كرده و از همولنف تغذيه كند.

بسته به جنس شكل آن تغيير كرده در ماده بيضوي شكل بوده، به رنگ سفيد و پاها بطرف جلو كشيد شده و تغذيه ميكند. و در نر مثلثي شكل يا گرد و داراي شيار پشتي است.

تغذيه:

وارواي ماده از همولنف لارو و شفيره ها و زنبوران بالغ تغذيه مينمايد. محققين مختلف مقاديري براي ميزان همولنف جذب شده قايل شده اند كه بسته به وضعيت جرب در دوره سال تفاوت ميكند. وارواي ماده (وزن 0.3 ميلي گرم ) دو ساعت تمام تغذيه ميكند و0.1 ميلي گرم افزايش وزن پيدا ميكند.

محل انگل واروا:

در داخل كلني انگل وارواي ماده روي زنبوران بالغ بزرگتر از 2 روز، ترجيحاً زنبوران پرستار است. در مناطقي كه جذب همولنف(همان خون زنبور است) ميسر است يعني در محل غشاء بين قطعات بدني زنبور يا حلقه هاي شكمي_ پشتي يا بين مفاصل سينه و شكم يا سرو سينه يا پاها يك يا چند انگل ميتوانند حضور داشته باشند.انگل، زنبوران شهدآور را از ديگر زنبوران از طريق ترشح فرمون نازانوف كه بر اساس سن زنبور ترشح ميشود شناسايي ميكند. زمانيكه ماده ها تغذيه نميكنند، ترجيحاً جاي آنها روي سينه ميباشد تعداد واروا هاي كه روي سينه ميروند نسبت به درجه حرارت محيط حالت معكوس دارد و در 28 درجه سانتي گراد حداقل است.تجارب نشان ميدهد كه 42% واروا ها، درجه حرارت سلولهاي شفيره هاي نر (34-30درجه سانتي گراد) را ترجيح ميدهند و 19% درجه حرارت سلولهاي شفيره كارگر (36-34 درجه سانتي گراد) را بر مي گزينند.وجود سلولهاي ملكه ، واروا هاي ماده را جذب ميكند.

در شرايط آلودگي شديد واروا ها را ميتوان داخل سلولهاي در باز بيشتر از سه روزه و 2 تا 3% موارد داخل سلولهاي ملكه يافت . واروا هاي نر را بجز در سلولهاي دربسته نر يا كارگر نميتوان يافت.

دوره زندگي انگل:

مطالعات زيادي براي شناخت مراحل زندگي واروا انجام شده ولي تا كنون این مراحل كاملاًََ شناخته نشده است دوره زندگي واروا با دوره زندگي زنبوران كارگر يا نر در مرحله شفيرگي، بستگي دارد.وارواي ماده بارور، قبل از بسته شدن درب سلول وارد آن شده داخل ژله مخفي ميگردد، بعد درب حجره بسته ميشود. واروا ابتدا از ذاي لارو (ژله) و پس از تمام شدن آن از همولنف لارو استفاده نموده سپس شروع به تخمگذاري مي نمايد.به فاصله هر 24 ساعت يك تخم و بين 2 تا 8 تخم گذاشته ميشود. بر اساس تحقيقات انجام شده اولين تخم به وارواي ماده و دومين به وارواي نر تبديل ميشود و تخم بعدي دو مرتبه ماده ميباشد.لارو از تخم خارج شده نه مي تواند تغذيه كند و نه حركت نمايد داراي شش پا است، بعد از 48 ساعت تبديل به پيش شفيره مي شود. لبه هاي آن گرد و با مشكل از نر كه مثلثي تر است قابل تشخيص است. بعد از تغذيه بر روي لارو به شفيره تبديل مي شود . سرعت گذراندن وضعيت شفيره اي در واروا به شرايط آب و هوايي ايده آل بستگي دارد. حداقل دوره تخم تا شفيره براي ماده سه روز است. سه روز بعد با آخرين پوست اندازي بالغ ميشود. حدوداًَََ 24 ساعت بعد داخل حجره سر بسته جفتگيري مي كند. نر بعد از جفتگيري در داخل سلول تلف شده و ماده از سلول خارج تا سيكل ادامه يابد. دوره تكاملي وارواي ماده از تخم تا بلوغ 8 تا 9 روز است.يك ماده تخم گذار مي تواند چند دوره تخمگذاري نمايد. بيش از 50% ماده ها سه دوره تخمگذاري دارند. برخي تا هفت دوره و تا سي تخم مي گذارند.يك ماده باكره مي تواند از حجره خارج شود، اين ماده بعد از گذراندن يك دوره روي زنبور بالغ، وارد حجره ميشود يك تخم مي گذارد كه تبديل به وارواي نر ميشود. فقط ماده هاي جوان مستعد باروري هستند. مشخص شده كه ماده هاي باكره بارور شده، قبل از شروع دوره تخمگذاري، بايستي حدود پنج روز را روي زنبوران بالغ بگذرانند تا از نظر جنسي بالغ شوند. اين بلوغ جنسي از طريق بهره گيري از هورمون جواني بدست مي آيد.ارقام حاصله از شيوه رشد و تكثير واروا از يك سيستم دقيق حكايت ميكند و نشانگر تعادل در جمعيت واروا ميباشد. همانگونه كه دوره زندگي زنبور بسته به شرايط تفاوت ميكند و در زمستان، خشكي، كم غذايي، افزايش و در شرايط آب و هوايي و فعالیت زیاد كاهش مي يابد، دوره زندگي واروا نيز ثابت نيست، هماهنگ با شرايط منطقه ، فصل و آب و هوا افزايش يا كاهش نشان مي دهد.حضور انگل در داخل حجره بر دوره شفيره سر بسته تأثير گذاشته و آنرا طولاني ميكند. درصد توليد مثل واروا بسته به گونه زنبور تفاوت ميكند و از طرفي به تعداد زنبور پرستار بستگي دارد(اهميت هورمون جواني).دوره زندگي وارواي ماده در داخل كلني در تابستان 2 تا 3 ماه و در زمستان شش ماه است. خارج از ميزبان، اين دوره بسته به شرايط آب و هوايي فرق ميكند و در شرايط خوب از هفت تا نه روز ميباشد. در شفيره هايي كه در درجه حرارت محيط قرار گيرند وارواي ماده تا 15 روز زنده مانده است.واروا يكي از بيماريهاي زنبوران عسل است كه در هر شرايطي به تنهايي يا با حضور عوامل بيماريزا با سرعت منتشر مي شود ، بدون اينكه بهبودي يابد. اثر بيماريزايي واروا روي زنبوران بالغ و شفيره ها ظاهرميشود.

علايم روي زنبوران بالغ:

اثرات انگلی: حضور يك يا چند انگل، زنبور را در حركت ، پرواز و در همه فعاليت هايي كه در داخل كلني انجام ميدهد ،دچار ناراحتي ميكند .بطور دوره اي وارواي ماده همولنف زنبور را مي مكد و باعث تضعيف زنبور ميشود و در سوخت و ساز زنبور ايجاد اختلال مي نمايد. تخمين زده شده است كه 0.1 يا 0.2درصد حجم همولنف يك زنبور كارگر توسط واروا در هر وعده غذا بلع ميشود و در يك دوره كامل زندگي زنبور، 40% حجم همولنف زنبور بلعيده ميشود.كاهش تعداد سلولهاي خوني(هموسيت ها) و تغيير ميزان پروتئين همولنف نيز گزارش شده است. ميزان اهميت اين تغييرات بستگي به تعداد انگل ها دارد. در هنگام آلودگي شديد، بر روي كار غدد مانديبولار و هيپوفارنژيال اثر گذاشته و در نتيجه روي كيفيت ژله رويال اثر ميگذارد. اثر ديگر آن مصرف ذخاير چربي است كه اهميت زيادي در متابوليسم زنبور عسل دارد.

انتقال اجرام:

منفذ حاصله از زوايد دهاني واروا موقعيت را براي ورود اجرام بيماريزا مخصوصاً ويروس فلجي حاد فراهم ميكند.طور كلي، زنبوران بالغ يك كاهش فعاليت را نشان ميدهند كه در نتيجه اختلال در سوخت و ساز آنهاست و منجر به كاهش عمر آنها ميشود .در يك آزمايش ،گروهي از زنبوران آلوده با گروهي از زنبوران سالم در شرايط آزمايشگاهي مقايسه شدند . بعد از بيست و پنج روز 25% از زنبوران آلوده زنده ماندند ،در حاليكه از زنبوران سالم 50% زنده مانده بودند.

علائم در شفيره ها:

ايجاد جراحت:

واروا با رفت و آمد به داخل حجره باعث تخريش و خسارت به صفحاتي كه منشأ اندامهاي ضميمه در شفيره ها ميباشند، ميشود. در نتيجه زنبوران ناقص الخلقه (بدون بال) متولد ميشوند. كمبود جا حاصله از حضور واروا مانع رشد هماهنگ زنبور در آينده ميشود.6% زنبوران متولد شده آلوده دچار نقص در اندازه شكم ميباشند. برخي از لاروهاي شديداً آلوده، درست قبل از پوشيده شدن درب حجره، از حجره خارج گرديده و روي كف كندو مي افتند. داخل حجره هاي آلوده، مصرف اكسيژن افزايش يافته و منجر به آسيب به لارو ميشود.

اثرات انگلي:

در اثر آلودگي در دوره شفيره اي، 15 تا 40 درصد حجم همولنف از بين ميرود. اين مسئله بر سوخت و ساز اثر گذاشته و منجر به تولد زنبوري ناتوان و محكوم به زندگي كوتاه با غدد تحليل رفته، ميگردد. با وجود يك تا سه جرب حجم غدد هيپوفارنژيال 5-13% و وزن حشره بالغ 30% كاهش مييابد.بيماريزايي ثانوي توسط واروا مشاهده است. برخي بيماريهاي مربوط به شفيره ها مثل لوك اروپايي، آمريكايي، نوزاد كيسه اي افزايش مي يابد و اثر ويروس هايي كه در كلني وجود داشته ولي بيماريزايي نداشته اند ،تشديد ميشود.با تغذيه مستقيم واروا از همولنف ويروس ها وارد بدن لارو شده ،باعث مرگ لارو يا تولد زنبور ناقص شده و يك وضعيت مشخص را بر روي قاب ها نشان مي دهد. زنبوران آلوده اي كه متولد ميشوند از نظر جسمي كم و بيش ناقص هستند. وزن خود را از دست داده، بسته به شدت انگل، 6.21% وزن خود را از دست ميدهند.وجود جرب ها بر روي زنبوران بالغ نيز اثرات آلودگي را افزايش ميدهند.

علايم در كندو:


اولين مشكل و جزء لاينفك اين آلودگي عدم ظهور علايم در شروع آلودگي است.بر حسب ميزان آلودگي، فصل ،شرايط آب و هوايي، روش هاي پرورش و ساير آلودگيها، علايم با شدت كم و بيش ظاهر ميشوند.در اوايل آلودگي زنبوردار حتي براي پيشگيري، نگراني ندارد. فقط بعدها كه فشار انگل افزايش يافت، علايم بروز ميكند و زنبور دار مطلع مي شود.

علايم در جلوي كلنی:

زنبوران تلف شده زنبوران و شفيره هاي ناقص.

لاروهاي تازه جلوي تخته پرواز .
زنبوران افتاده روي زمين، در حال حركت بدون هدف.
زنبوران بدون بال يا با پاهاي ناقص.
زنبوران فاقد مو و سياه .
وجود گروههاي زنبور در نزديك كلني ها يا روي زمين يا روي شاخه درختان(زنبوران فراري)

علايم در داخل كلنی:

كاهش تخمگذاري ملكه.شفيره هاي موزاييك مانند.شفيره هاي زنده اما ناقص در داخل حجره هاي درب بسته.
شفيره هاي تلف شده در داخل حجره هاي درب بسته، در حالت طبيعي از
نظر رشد (زبان خارج و پاها جمع شده).لاروها جمع شده در كنج حجره، به رنگ قهوه اي روشن تا تيره، قوام خميري و گاهي كشدار. شفيره ها كم و بيش، خورده شده و از حجره بيرون افتاده، كه در اثر كمبود پروتئين مي باشد و با تأمين پروتئين ميتوان پيشگيري نمود. اين حالت كه همخواري ناميده مي شود بعد از تأمين پروتئين نيز اگر مشاهده شد ميتوان علت ديگري، مثل كمبود گرده ،داشته باشد.كاهش جمعيت كلني وجود ذخيره عسل و گرده نامتناسب با جمعيت كلني.حمله كرم موم خوار بدليل ضعف كلني. يادآوري ميشود كه تمام علايم اختصاصي نيستند، و تعدادي از آنها در ساير بيماري ها ديده ميشوند.با آزمايش دقيق زنبوران و شفيره ها، وجود واروا نشان داده خواهد شد. در شفيره ها علايمي شبيه لوك اروپايي، لوك امريكايي، نوزاد كيسه اي ظاهر ميشود. علاوه بر اين بيماريها ،تضعيف كلي كلني، زنبوران و شفيره ها قابل رؤيت ميباشند. علايم فلجي حاد حاصله از آلودگي ويروسي نيز قابل رؤيت است.اين علايم هميشه مربوط به آلودگي در همان لحظه نيست بلكه نشانگر بر هم خوردن تعادل بوسيله واروا است كه حاصل از فشار قبلي انگل است.در ميزان شفيره هاي لوله اي يا واژگون افزايش ديده ميشود. اين به دليل دالان هايي است كه كرم موم خوار در زير حجره ها حفر كرده است و باعث ميشود لارو بطرف بالا حركت كند تا جاييكه در پوش حجره مانع ميشود در اينجا لارو زنبور وارونه ميشود. اگر اين نقص از قبل مشاهده شود مي تواند مربوط به ضعف كلني و عواملي غير از واروا باشد.


گسترش آلودگي:


واروا بسرعت تكثير مي شود و هيچ چيز نمي تواند جلوي آنرا بگيرد. فاكتورهاي مختلف، مثل عوامل طبيعي زنبورداري، اين وضعيت را تاييد ميكند.در بين عوامل طبيعي ميتوان اشاره كرد به: ـ پرواز نرها، تغيير كلني و زنبورستان، بچه دهي، غارت، ورود زنبوران شهد آور به ساير كلني ها، فرار كلني ها، انتقال انگل توسط حشرات ديگر مثل زنبوران معمولي.
عوامل ديگري كه به زنبور دار مربوط است مثل: مهاجرت، تمركز كلني ها در يك منطقه، انتقال طبقات با زنبوران در هنگام عسل گيري، فروش بچه كندو، تجارت ملكه

مبارزه با واروا

مراقبت:

تا كنون در هيچ كشوري از كشورهاي آلوده ريشه كني صورت نگرفته، شناخت چگونگي همزيستي با واروا اهميت فراوان دارد. يك كندو با يك آلودگي ضعيف به واروا مي تواند دوام داشته باشد. مسئله مهم زماني است كه جمعيت واروا گسترش پيدا مي نمايد.يك برنامه مراقبت مناسب مي تواند از گسترش واروا جلوگيري نمايد، مراقبت در كندوهايي كه قبلاً آلودگي داشته اند اهميت بيشتري دارد و شامل تخمين دوره اي جمعيت واروا ميشود تا زمان مناسب مبارزه معلوم شود.

شمارش ساده:

اولين روش تعيين آلودگي شامل شمارش جرب هايي است كه در كف كندو مي افتند. با قرار دادن يك كاغذ چرب يا چسبناك در كف كندو و عوض كردن آن هر 2 تا 3 روز ، تعداد وارواها را در بين چيزهايي كه روي كاغذ مي افتند ،شمارش ميشوند، براي هر جرب يافت شده مرده (بدون درمان) حدود 150-100 وارواي زنده در كندو تخمين زده ميشود. با اين روش در تابستان ،ديدن كمتر از 10 واروا در يك روز را ، آستانه قابل قبول مي نامند. زمانيكه از اين حد بگذرد بايد كلني درمان شود يا به مراقبت دقيق نياز دارد. اغلب محققين عقيده دارند كه يك كندو مي تواند تا 3000 واروا را تحمل نموده زنده باقي بماند.اين روش توسط دولت كانادا براي مراقبت پذيرفته شده و شامل گذاشتن يك كاغذ چسبناك در كف كندو مي باشد كه روي آن يك توري با شبكه هاي 3 ميلي ليتري قرار داده مي شود. با قرار دادن 20 سي سي اسيد فرميك 65% روي كاغذ تعداد وارواها بعد از 72-24 ساعت شمارش مي شود.

شمارش با استفاده ازپودر شكر:

1. در يك بطري دهان گشاد خالي حدود يك قاشق پودر شكر(شكري كه كوبيده يا آرد شده است) مي ريزيم.

2. سپس با كشيدن بطري بر روي يك قاب از يك كلني تعداد 50-100 زنبور بالغ را وارد آن مي نماييم.

3. درب بطري را بسته به آرامي به هم ميزنيم تا بدن زنبوران با پودر شكر آغشته شود. با اين كار واروا ها از بدن زنبوران جدا و داخل پودر شكر مي افتند.

4. در اين حالت درب بطري را باز نموده و روي درب بطري را با يك طوري پارچه اي(طوري پنجره) مي پوشانيم. قطر منافذ طوري به اندازه اي باشد كه پودر شكر حاوي وارواها بتواند از آن خارج شود و مانع خروج زنبوران گردد.

5. با ريختن پودر شكر بر روي يك بشقاب ميتوان تعداد واروا ها را شمارش نمود.

شمارش روي زنبوران:

اين روش دقيق و با قرار دادن 500-200 زنبور بالغ (مضربي از صد) در يك ظرف حاوي الكل يا ظرف حاوي آب جوش داراي ماده شوينده مي باشد، بعد از 20 دقيقه وارواها جدا شده، پس از شمارش آنها ميزان آلودگي تعيين مي شود.

وضعيت كلني

درصد آلودگي

آلودگي خيلي ضعيف ، به سادگي وارواها ديده نميشوند.

5% يا كمتر

آلودگي ضعيف، زمستان گذراني بدون درمان مشكل است.

5% - 10%

علايم آشكار ، اگر علايم در بهار باشد، كلني در زمستان از بين خواهدرفت.

10%-20%

كلني چند هفته بيشتر دوام نخواهد يافت.

بیشتر از 20%

كلني كاملاً از بين رفته است.

بیشتر از 30%

جدول : اهميت درصد آلودگي به واروا با شمارش توسط الكل

تخمين شفيره هاي آلوده:

تكنيك ديگر تعيين ميزان آلودگي در شفيره هاي سر بسته است،زمانيكه بيش از 10% سلولهاي زنبوران كارگر و يا بيش از 50% سلولهاي نر در يك كلني آلوده باشند، كلني در معرض خطر است. براي نمونه گيري ميتوان حداقل صد لارو را مورد بررسي قرار داد.

زمان درمان:

در خارج از زمان شهد، زمانی که آلودگی بيش از 5% باشد، اجراء ميشود:درمان بهاره، اوايل تابستان بايد جمعيت واروا در كندو حداقل باشد چون بايد يك دوره بدون درمان را سپري كند.درمان پاييزه بعد از عسل گيري ،براي تقويت كلني قبل از زمستان.درمان در زمانيكه جمعيت واروا از آستانه تحمل كلني گذشته باشد.درمان بهاره و پاييزه همزمان با دوره عدم فعاليت ملكه است و اين منفعت را دارد كه شفيره اي وجود ندارد و لذا هيچ واروايي در يك درمان دقيق نمي تواند بگريزد. بچه گيري در بهار نيز همين وضعيت (فقدان شفيره) را براي كلني فراهم ميكند و درمان را آسان مي نمايد. بدليل تكثير سريع واروا، درمانهاي تركيبي نتايج قانع كننده اي ندارند و هيچ دارويي نيز اثر 100% ندارد. لذا بايد ميزان آلودگي به واروا را در سطح پايين نگه داشت تا بتدريج مقاومت كافي به واروا در كلني ها ايجاد شود.

روش هاي مقابله با واروا (غير دارويي):

الف: تله گذاري:

اين شيوه بر جمع كردن وارواهاي كندو در يك قاب و سپس حذف قاب، استوار است.


تله گذاري با سلولهاي نر :

چون وارواها تخمگذاري در سلولهاي نر را ترجيح ميدهند ميتوان آنها را با تأمين يك قاب مومي نر بافي شده به تله انداخت. زماني كه آخرين حجره بسته شد قاب از كندو خارج و موم آن را ذوب كرده يا سوزانده . اين يك راه مقابله در شروع آلودگي است.


جذب كننده ها:

مواد جذب كننده مثل عصاره سلولهاي نر نيز كه توسط برخي از شركت ها ساخته ميشوند روي كادر يا قاب پاشيده شده و حدود 75% وارواها را جذب مي نمايد.

ملكه جديد:

با برداشتن و ذوب كردن اولين قابي كه ملكه در آن تخمگذاري كرده مي تواند بخش قابل توجهي از وارواهاي موجود را حذف نمود. محققين روسي مشاهده كرده اند كه شفيره هاي اولين قابي كه ملكه جديد در آن تخمگذاري كرده ، 46% آلوده است. با برداشت اين قاب جمعيت واروا كاهش كلي پيدا ميكند ساير قاب ها داراي 4% آلودگي بوده اند . بدين ترتيب كلني از رشد كافي برخوردار شده و مي تواند زمستان گذرا ني نمايد.

معرفي لاروهاي جوان:

يك زنبوردار كانادايي زماني كه كلني فاقد لارو ميباشد، با معرفي لاروهاي جوان به كلني ، ميزان آلودگي را به سطح پاييني رسانده است. واروا ها به كادر يا قاب براي تخمگذاري هجوم مي آورند كادر را به محض سر بسته شدن از كندو خارج مي نماييم. اين روش مزاياي زيادي دارد مخصوصاً اينكه دوره توليد مثل زنبوران ادامه یافته و باعث مقاومت تدريجي كلني به واروا ميشود.

حبس كردن ملكه:

با اين روش ملكه را روي يك قاب سه مرتبه به فاصله 10 روز حبس كرده، بعد از 30 روز كادر را خارج نموده و سوزانده ميشود. ملكه را ميتوان عوض كرد. به اين روش 60% وارواها از بين ميروند.

ب ـ گرما درماني:

جرب ها (واروا و آكاراپيس) ، به گرما خيلي حساس هستند. گرما درماني ، ايجاد حرارت به ميزاني كه باعث كاهش تعداد جرب ها گرديده بدون اينكه باعث كشتن زنبوران شود. درجه حرارت 44 درجه به مدت 30-20 دقيقه توسط يك زنبوردار يوناني بررسي شده كه باعث كاهش تعداد وارواها ميشود. و درجه حرارت 39 درجه بمدت 48 ساعت نيز همين اثر را دارد. جرب مجاري تنفسي (آكاراپيس ) به گرما درماني حساس تر است. خيلي از افراد معتقدند كه ماندن كندوها در مقابل نور خورشيد باعث سلامت آنها ميشود.ـ زنبورداران هندي شگرد ساده اي را بكار برده و با پاشيدن 15-10 گرم آرد گندم در زمان ظاهر شدن واروا و تكرار سه بار به فاصله يك هفته باعث كاهش آلودگي شده اند. آرد مانع چسبيدن واروا به زنبور شده و نمي تواند از قابي به قاب ديگر برود اين روش براي زنبور و براي عسل ضرري ندارد. تركيب 150 گرم روغن گياهي و 30 گرم پودر شكر و قرار دادن آن روي كادرهاي شفيره ،زنبوران با تصور اينكه اين ماده زايد است آنرا بتدريج از كندو بيرون ريخته و بدن آنها چرب شده و جرب ها نميتوانند بر روي زنبور قرار گيرند.

د: الكتريسيته:

يك محقق روسي با استفاده از اين روش 100% كنه هايي كه به زنبوران بالغ چسبيده اند از بين برده. در اين روش يك صفحه سوراخ دار به اندازه هيكل زنبور و در جلوي دريچه پرواز قرار داده ميشود. لبه هاي هر سوراخ شبيه برس است. اين صفحه داخل يك الكتروليت قرار داده شده زمانيكه جريان 12 ولت برق از صفحه عبور ميكند واروا هايي كه به زنبوران چسبيده اند فلج ميشوند و مي افتند در حاليكه بر زنبوران اثري ندارد.


روش دارويی:

داروهايي قبلاً در زنبور عسل مورد مصرف بوده اند كه به دليل اثرات نامناسب به سرعت از چرخه مصرف حذف شدند. داروهايي كه فعلاً مورد مصرف هستند يا براي مصرف توصيه مي شوند به شرح ذيل هستند:

فلووالينات (آپيستان)

فلومترين (بای وارول)

داروهاي فوق از نظر كيفيت و ميزان باقيمانده استاندارد بوده از سموم پايروتيروييد مي باشند كه بر واروا مؤثر هستند، در برخي از كشورها گزارشاتي مبني بر مقاومت به اين سموم وجود دارد ولي تا كنون در اين مورد گزارش علمي و مستدلي در كشور مشاهده نشده است.

تيمول (آپیگارد)

اين دارو از گروه عصاره هاي روغني (Essential oil) و عصاره صنعتي آويشن مي باشد.اثرات جانبي مربوط به باقيمانده ها در موم و عسل در اين دارو گزارش نشده، به اين دليل مصرف آن در زنبورداري هاي بيولوژيك توصيه شده است.

اسيد فرميك:

يك اسيد آلي است كه در گياهان مخصوصاً ميوه ها ، يافت ميشود. در عسل به ميزان كم حدود 100 ميلي گرم در كيلوگرم يافت شود و در برخي از عسل ها مثل شاه بلوط حاوي 200 ميلي گرم در كيلوگرم است. استفاده از اسيد فرميك به صورت ژل براي مبارزه با واروا توصيه مي شود. زمانيكه هواي كندو از اسيد فرميك اشباع شود به سلولهايي كه قابليت نفوذ هوا دارد وارد ميشود و جرب هاي زنبور عسل را از بين ميبرد. مزاياي اين ماده اثر روي بالغين و شفيره ها به ميزان 90% است. مزيت ديگر اينكه جرب ها به آن مقاوم نميشوند. اين ماده در اروپا به طور وسیع استفاده می شد.