ترازو: در فصل بهار، به منظور آگاهي از میزان جمع آوری گرده و شهد ،در چند روز متوالی بايدهر روز کندو را وزن کرد تا از روی وزن کندو به میزان ذخیره ی غذايی آن ها پی برد و مشکلات احتمالی را بر طرف كرد.

 چنگال: شبیه چنگال غذاخوری است، فقط تعداد دندانه ها بیشتر و نوک آن ها هم تیز ترمی باشد . از آن برای برداشتن موم سرحجره هاي شان عسل ، استفاده  می شود.

 

 

 

 

 

 

 دستگاه اكستراتور: وسیله ای است که با کمک نیروی گریز از مرکز، موم را از عسل جدا می کند. این دستگاه انواع مختلفی دارد .

 

 

بازدید کندو

 زنبورهای کلونی طبیعتی اجتماعی دارند و عوامل زیادی بر روی رفتارشان تأثیر می گذارد.هنگامی که هواگرم است زنبورها بیشتربه جمع آوری شهد وگرده می پردازند و روی قاب ها و داخل کندو کمتر تجمع می نمایند. زمانی که غذا در دسترس باشد بیشتر زنبورها در مزرعه هستند و تعداد کمی به عنوان زنبور نگهبان در کندو باقی می مانند ؛ گاهی اوقات نيزهیچ زنبوری د رورودي کندو دیده نمی شود . بنابراین یک روز مناسب برای بازرسی کلونی ها ، یک روز گرم و ملایم ، در وسط زمان جمع آوری شهد و در اواسط روز می باشد .

 معمولاً اولین اقدام در بازدید کلونی ، جهت خنثی نمودن تدابیر دفاعی زنبورها و تسهیل عملیات بازدید ، دمیدن دود به داخل کندو است ؛ به این ترتیب که ابتدا مقداری دود ازطریق دریچه ی پرواز و سپس از بالای قاب ها به آن دمیده می شود .

 

 

 

 

 

 

 برای  بازرسی کلونی ها نباید جلوی دریچه ی پرواز بایستیم و قاب ها رابه هم بریزیم ؛ زیرا ممکن است تخم ها از بین بروند . کل مدت بازدید نباید از 30 دقیقه بیشتر شود . شخص باید برای بازدید دلیل خوبی داشته باشد . در عمل دیده شده است ، کلونی هایی که هر روزه بازدید و دست کاری می شوند ، برای چندین هفته ممکن است به طور غیر طبیعی و به صورت دسته جمعی به کسی که به کندو نزدیک می شود ، حمله کنند ضمن اينكه اين كندوها محصولات كمتري دارند.از هیچ کندویی نباید زودتر از 9 تا 14 روز یک بار  بازدید کرد .بازدید کلونی باید در صورت امکان در درجه ی حرارت بیش از17درجه ي سانتيگراد صورت گیرد ؛ اما در 10 درجه بنا به ضرورت و به صورت کوتاه مدت می توان کندو را مورد بازدید قرار داد .

برای بازدید از کندو باید دلیل خوبی داشته باشیم . معمولاً این دلایل عبارتند از: اطلاع از حضور ملکه ی مناسب و طرز تخم ریزی آن و احیاناً وجود حجره های پرورش ملکه ، نحوه ی گسترش فضای پرورش نوزاد و ذخایر غذایی ، برآورد نیاز کلونی به گسترش محیط خود وکنترل علایم بیماری .

 

در مجموع ثبت این اطلاعات در شناسنامه ی کندوها در مدیریت زنبورستان نقش بسزایی دارد و خلاصه ی آن را می توان در شناسنامه ی کندو ثبت نمود .

 درطی بازدید باید از کلیه ی چیزهایی که باعث تحریک زنبور به نیش زدن می شود مانند : انواع تند ادکلن ها ، بوی عرق بدن ، حرکت های ناگهانی وتند بازدید کننده و همراهان وی اجتناب نمود .

قاب دادن

 

 به طور معمول در مناطقی که اوج جریان شهد وجود دارد ، اضافه کردن دو قاب پايه مومي درهر هفته ، لازم است. اين کار به منظور جبران کمبود فضا برای ذخيره ی عسل و تخم ريزی ملکه انجام می گيرد . اگر در کندو جايي برای تخم ريزی يا ذخيره ی عسل وجود نداشته باشد ، زنبور وحشی بافی می کند . اضافه کردن قاب ،فضای لازم را در اختيار زنبور می گذارد و از مشکلات کار با کندو می کاهد. اضافه کردن طبق همراه با قاب نيز، ازراه های افزايش فضا ست. قاب ها را باید به تدریج به کندو اضافه کرد . هرگز نباید بیشتر از دو قاب از زنبور جلو افتاد. هم چنين بهتر است قاب را بین فضای پرورش و عسل قرار دهیم .

 

 

 

 

 

 

 

 

طبق دادن

 

 هر كندو ده قاب گنجايش دارد وبراي دادن قاب يازدهم به بعد به طبق نياز است. يك كلوني معمولي براي پرورش نوزادان خود به طورمعمول حداكثر به ده قاب نياز دارد ؛ بنابراين طبق دادن بیشتر به منظور برداشت عسل است. در ایران از طبق دوم به بالا ؛ ولی در کشورهای پیش رفته از طبق سوم به بعد را برای برداشت محصول در نظر می گيرند و مقدار زيادي از محصول را براي خود كلوني و زمستان گذراني آن باقي مي گذارند. در مورد افزايش طبق حدی وجود ندارد ؛ ولی به طورمعمول از پنج طبق بیشتر استفاده نمی شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

استقرارزنبورستان

یکی از ویژگی های خوب زنبورداری نیاز کم آن به مقدار زمین است . محل استقرار درصورت امکان باید مسطح و از جریان باد ، جاده های پر تردد ، کابل های فشار قوی و منابع آلوده کننده ی صوتی و محیطی و محل زندگی انسان دور باشد و از نظر آفات و شکارچیان طبیعی و سرقت ها نیزامنیت مناسب را داشته باشد .محل استقرار زنبورستان باید درنزدیکی یک منبع آب سالم باشد .

 

جهت بهره برداری هرچه بیشتر از منابع شهد ، چنانچه امکان داشته باشد کندوهای زنبورستان به صورت دسته های چهار تایی در سطح مزرعه توزیع می کنند . در غیر این صورت کندوها را در یک محل جمع کرده و در چند ردیف قرار می دهند . تراکم کلونی ها در زنبورستان با توجه به کیفیت مرتع تعیین می شود .

چنانچه زنبورستان در محیط شهری و نزدیک به مناطق مسکونی مستقر گردد ، باید با تور و یا حفاظ هایی مانند شمشاد و غیره  به ارتفاع حداقل 5/2 متر محصور گردد .

کندوهای زنبورستان باید  رنگ های متفاوت داشته باشند ، در چند ردیف و پشت به باد غالب منطقه ودرصورت امکان به طرف جنوب شرق  قرار داده شوند .

 

 

 

 

از تمامی یافته ها در مورد زندگی زنبور عسل ، به این مساله می رسیم که کندوها را باید بالاتر از سطح زمین قرار داد . قبایل آفریقایی که قرن هاست زنبورداری می کنند ، جعبه ی لانه ها را در ارتفاع 5  متری یا بیشتر از سطح زمین و به صورت آویزان نگه می دارند ؛اما عملا برای سهولت بازدید، جعبه ها را به طورمعمول در ارتفاع نیم متری از سطح زمین قرارمی دهند .

جابه جایی و مهاجرت

مهاجرت زنبور عسل يا كوچ دادن زنبورستان به منظور افزایش محصول صورت می گیرد . مهاجرت حتی در بهترین شرایط هم از مسائل ضروری زنبورداری است. در کشورهایی  مثل استرالیا و آمریکا که عسل زیادی تولید می کنند ، پنج کوچ مهم برای افزایش محصول در نظر می گيرند . بهترين زمان برای جا به جايي زنبور شب است . بدين منظور بايد دريچه ی پرواز را از عصرمسدود کرد .محل جدید زنبورستان باید حداقل شش تا هشت کیلومتر از محل قبلی فاصله داشته باشد؛ زیرا شعاع پرواز زنبور از کندو ، حداكثرشش کیلومتر است و زنبور ممکن است به محل قبلی برگردد.

پنج روز بعد از جابه جایی ، باید کندو را بررسي کنیم تا از سالم بودن ملکه وجمعيت داخل کندو مطمئن شویم . برای جابه جایی كندوها در فاصله ی کوتاه ؛ به طورمثال 10 یا 20 متری ، باید کندو را روزی 5/0 متر جابه جا کرد تا به محل جدید برسد .اگرکندو بیشترازاین فاصله جابه جا شود ، زنبورکارگر نمی تواند  بوی ملکه ی کندو را تشخیص دهد ؛ بنابراین به محل قبلی کندو باز می گردد .

 

 

 

تغذیه

 

تغذیه ی کلونی يكي از اعمال مهم زنبورداري است و درواقع به دو منظور انجام می گيرد:

1 - تأمين غذاي كلوني که با توجه به شرايط ، می تواند درهمه ی فصول مفيد باشد .

2 - تحریک ملکه به تخم گذاری ،که یک بار از اواسط زمستان به بعد و بار ديگر بلافاصله بعد از برداشت عسل در تير و شهريور، مناسب به نظر می رسد.( آثار تغذیه ای و تحريكي روي زنبور عسل ، به طور نسبي است .)

غذاهای زنبور عسل به دو گروه تقسیم می شوند:

1 - مايع  2- غیر مايع

غذاهای مایع عموماً شربت ها هستند . غذاهای غیرمایع عبارتند از : خمیر، کلوچه ، بيسكويت، كيك و پودر .

به طورمعمول شربتی که زنبور عسـل از آن استفاده می کند ، شربت يك به يك است؛ یعنی  یک کیلو شکر به همراه یک کیلو آب . اين شربت برای تأمین غذاست و در تحریک تخم گذاري اثرچنداني ندارد و در فواصل زماني بین گل دهی به کارمی رود .شربت سه به دو یعنی سه قسمت شکر و دو قسمت آب . این شربت ، یک شربت تقویتی است و در زمستان به کارمی رود . (از آن جا که در زمستان ، زنبورها نمی توانند رطوبت اضافه ی شربت را به راحتي  تهويه و به خارج كندو دفع كنند ، بايد از شربت هاي غليظ استفاده نمود .)

شربت عسل و آب هم ، شربتي تقویتی است . این شربت درفصل بهار و درزمان جريان شهد وتوليد عسل به كارمی رود .

خمیر شیرین که فقط خاصیت تحریک کنندگی دارد ، هم در بهار و هم در زمستان استفاده     می شود . ترکیب آن شامل چهار کیلوگرم پودر شکر و یک کیلو گرم عسل گرم شده است.

 

 

 

 

 

خمیر گرده نیز يك غذاي تحریک کننده است و در بهار از آن استفاده می شود. ترکیب آن شامل آرد سويا ، شیر خشک بدون چربی ، شکر و مخمر آب جو به نسبت های مساوی است.

غذای زنبور عسل به دوگروه تقسيم مي شود : كربوهيدراتي و پروتئيني .غذاهاي كربوهيدراتي عبارتند از: شربت ها ، پودر شكر و عسل که توضيح داده شدند . غذاهای پروتئینی، مکمل های گرده و جانشین های گرده را دربرمی گیرد. پايه ی مكمّل هاي گرده ، براساس استفاده از گرده در تركيب آنهاست ؛براي مثال می توان از این فرمول استفاده کرد :

فرمول : سه قسمت آرد سویا و یک قسمت گرده را در یک ظرف ریخته ، درظرف دیگر سه قسمت شکر و یک قسمت آب می ریزیم . سپس یک قسمت را از ظرف اول و دو قسمت را از ظرف دوم باهم مخلوط می کنیم که یک کلوچه ی مرطوب به دست می آید.ترکیب جانشین گرده :در زمان عدم دسترسي به گرده ، آرد سویا وآردهاي پروتئینی مشابه آن ، جایگزين گرده می شود.

فرمول 1: مخمر آبجو، شکر و آب به مقدار مساوی .

فرمول 2: دو قسمت آرد سویا ، سه قسمت شکر و آب به میزان لازم .

ادغام کردن

هدف اصلی از ادغام یا تلفیق دو کلونی ، تقویت و جلوگیری از نابودی کندوهاست. اگر کلونی ضعيف را ادغام نکنیم ، به دلیل نبود ذخایر غذایی و همچنین هجوم بیماری ها آن را از دست خواهیم داد .

در ادغام دو کندو باید کلونی ضعیف تر را متحرک و کلونی قوی تر را ثابت در نظر بگیریم . برای ادغام دو کندو ابتدا درِ کندوي قوي را برمی داریم . سپس اگر پنجره ی ملکه هم وجود داشت ، آن را هم بر می داریم وروزنامه ای روی قاب ها می گذاریم. آن گاه طبق جدید را روی کندو قرار می دهيم و داخل آن مقداری غذا می گذاریم تا بوی غذا متصاعد شود.

پس ازحذف ملكه ، قاب های کندوی ضعیف را درون طبق جدید می گذاریم . سرانجام روی روزنامه چند سوراخ ايجاد می کنيم  تا از این طريق دو کلونی به بوی هم و بوی ملکه آشنا شوند. (از روزنامه برای طولانی شدن زمان آشنایی و برخورد زنبور های دو کلونی استفاده می شود . درنتيجه لازم است که زنبورهای دو کلونی به يک ديگرعادت نمایند .)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 نکته ی قابل توجه این است که در محلّ اوليّه ی کندوی ضعیف (متحرک) ، هیچ کندویی قرار نمی دهیم تا از بازگشت زنبور هايي که به اين محل عادت کرده اند ، جلو گيری کنیم .به طور معمول کار ادغام از بعدازظهر آغاز می شود و صبح روز بعد به مرحله ی نهايی می رسد .

همیشه باید این نکته را در نظر داشت که ادغام دو جمعیّت مساوي مطلوب نیست . زمانی بهترین نتیجه را از ادغام می گیریم که یک کلونی ضعیف یا متوسط را با کلونی قوي ادغام کنیم . همچنين ،لازم به ذکر است که باید تا زمان جریان شهد از قسمت فوقانی به کندوی گیرنده (ثابت) ، به زنبورعسل شربت داده شود .

 

تقسيم كلوني

  کلونی تحت تأثير فراواني شهد و گرده ، با افزايش جمعيّت مواجه مي شود . بنابراین برحسب غرايز طبيعی وبه علّت كمبود فضا ، بچه مي دهد .تقسيم كلوني (تكثير مصنوعي ) از بچه دادن طبيعي جلوگیری می کند . اولین فایده ی اين كار انتخاب نژاد با صفات مطلوب است . دومین فایده ی آن کنترل ، مدیریت و نظارت دايمی بررشد جمعيت ها می باشد .

ساده ترین روش در تقسيم كلوني که به طورمعمول بر روی کلونی های قوی صورت می گیرد ، تقسیم قاب های یک کندو و برداشتن و انتقال نصف آنها به کندوی جدید است . این تقسیم باید به صورتی باشد که درکندوی مادر ، علاوه برملکه ی قدیمی ، کارگران مزرعه ، نصف قاب های نوزاد و مقداری عسل و گرده وجود داشته باشد . کندوی جدید بیشتر شامل کارگران جوان ، نصف قاب های نوزاد به ویژه نوزادان سربسته (شفیره) ، مقداری عسل و گرده و ملکه ی جوانی است که پس از تقسیم به کلونی معرفی می گردد . بدیهی است که کندوی مادر به منظور پذیرش کارگران مـزرعه ، باید در محـل قبلی مستقر باشد و کندوی جدید به محل دیگری منتقـل گردد . برای این که کارگران جوان بیشتری در کلونی جدید  حضور داشته باشند ، باید قاب های نوزاد کندوی مادر را روی کندوی جدید تکان داد  اگر ملکه ی جوان بارور در دسترس نباشد ، می توان یک ملکه ی باکره و یا یک حجره ی ملکه را  به کلونی جدید معرفی نمود . حتی درصورتی که ملکه ی  بارور یا باکره و یا حجره ی ملکه وجود نداشته باشد، خود کلونی جدید درصورتی که تخم و لارو یک روزه داشته با شد ، تعدادی از آنها را به حجره ی ملکه تبدیل خواهد نمود .

عیب این مورد این است که کلونی جدید حدود یک ماه از فعالیت خود عقب خواهد افتاد . به علاوه زنبوردار باید پس از مدتی حجره های اضافه را حذف و یکی از آنها را به منظور تولید ملکه ی جدید انتخاب نماید .

 

 

 

 

 

معرفی ملکه به کلونی

بهترین زمان برای معرفی ملکه به کلونی اول بهار است ؛ زيرا جمعيّت ها بيش از هر زمان ديگری آمادگی پذيرش ملکه ی جديد را دارند. جا به جایی و معرفی ملکه باید با قفس صورت بگیرد .  قفس هاي ملكه براين اساس طراحی می شوند  كه آزاد سازي و ورود ملكه به كلوني مدتي حدود 24 تا 72 ساعت به طول بينجامد تا كارگران در اين مدت  به  بوي ملكه ی جديد عادت كنند . بدين منظور فقط یک طرف قفس معرفي ملکه باز و طرف دیگر بسته است .

 

 

 

 

 

 

 در طرف باز آن مقداري غذا برای کارگران همراه ملكه قرار می دهند تا زمان آزاد سازي ملكه طولانی شود.  ( برای نگهداری و مراقبت از ملکه ، حدود 5 كارگر درداخل قفس می گذارند.)دوروز بعد از آزاد شدن ملکه از قفس ، بازدید از کندو به منظور اطمينان از آغاز فعاليّت و تخم ریزی ملکه ضروری است .قفس های تعویض ملکه در پايیز و بهار با هم فرق دارد :

اساس طراحي قفس هاي پایيزه ، ورود ملكه با تأخير بيشتر و همراهي تعداد بيشتري كارگر (حدود 200 عدد) با اوست . اندازه ی ابعاد قفس پایيزه را حدود 10 سانتی متر در10سانتی متر در نظر می گيرند . يک سطح این قفس باز است و روی قاب شفیره قرارمي گيرد تا پس از باز شدن شفيره، ملكه با تعداد محافظ بيشتري به كلوني معرفي شود . بعد از چند روز این قفس را از روی ملکه و کارگران جوان برمی دارند و آنها را در کلونی رها می کنند .

دو ملکه کردن کندو

این کار به منظور قوی تر کردن کلونی صورت می گیرد. روش کار مثل روش ادغام است ، با این تفاوت که پنجره ی ملکه حتماً باید روي روزنامه ی بين دو كندو گذاشته شود.ملكه ی طبقه ی بالا حذف نمي شود . بدين ترتيب در دوطرف  پنجره ، دو ملكه ی فعّال داریم که نمی توانند با يك ديگرتماس داشته باشند ؛ اما جمعيت ها به تدريج با يك ديگر متحد مي شوند .

مدیریت و کنترل بچه کندو

در زنبورداری یک اصل مهم وجود دارد و آن این است که یک کندوی بزرگ همیشه محصول بیشتری نسبت به دو کندوی مشتق شده از خودش تولید می کند ؛ برای مثال اگر کندویی که ده قاب دارد به دو کندوکه هریک 5 قاب دارد تقسیم شود ، محصول این دو کندو نسبت به قبل از تقسیم کمتر خواهد شد . بنابراین زنبوردار باید تا حد امکان از تقسیم بی دلیل کلونی های خود ،- چه این تقسیم  طبیعی باشد چه مصنوعی-جلوگیری نماید.

 

 

 

 

 

جهت پیشگیری از بچه کندو باید از شرایطی که منجر به ایجاد آن می شود اجتناب نمود . همان گونه که درزیست شناسی تولید مثل بیان شد ، دو علت عمده در این امر مؤثرند :

1 - سن ملکه    

2 - تجمع و ازدحام  زنبورهای کارگر  بر روی  قاب های پرورش نوزاد . (فضای پرورشی)

این دو مورد در روش های کنترلی نیز به عنوان ابزارهایی مهم ،مورد استفاده ی زنبوردار می باشد . 

با افزایش سن ملکه ،تولید فرومون مخصوص آن که مهم ترین عامل حفظ انسجام کلونی است به تدریج کاهش می یابد . بنابراین ملکه ی کلونی باید جوان باشد و تاحد امکان بیش از دو سال نگهداری نشود . اصولاً احتمال ایجاد بچه کندو توسط ملکه های کمتر از یک سال بسیار پایین است . زنبوردار می تواند جهت پیشگیری از ازدحام جمعیت در کلونی کارهای متفاوتی انجام دهد که بدین قرار است :

1 - حذف شان های نامناسب  و دارای حجره هاي نر ، این شان ها باعث تولید بیش از حد زنبورهای نر وتجمع آنان در منطقه ي پرورش نوزاد می گردد.

2 - توزیع قاب های پرورش نوزاد درطبقه های کندو ، آن هم در فصلی که تولید مثل زنبورعسل متداول است . این زمان به طورمعمول ، اوایل بهار می باشد .

3 - طبق دادن در زمان مناسب : اولین طبق باید قبل از ایجاد خوشه ی زنبورها در اطراف فضای پرورشی قرار داده شود .  بهتر است که همیشه از نظر فضای کندو چند قاب وحداکثر یک طبق ازکلونی جلو باشید . مشکل این مورد این است که احتمال دارد در آب و هوای متغیر بهار، نوزادان به دلیل عدم توانایی کلونی در حفظ درجه حرارت مناسب سرما بخورند  .

 4-  اجازه ندهید فضای پرورشی با عسل محصور شود . به طورمعمول بعد از ناحیه ی پرورش نوزادان قاب های ذخیره ی عسل وجود دارد . اگر کلونی ضعیف باشد در زمان گسترش فضای پرورشی نمی تواند این مانع را برطرف کند . لذا زنبوردار به منظور کاهش فشار کلونی باید این قاب ها را جابه جا کند و فضای لازم را در اختیار کلونی قرار دهد.

   خارج کردن و یا محدود کردن ملکه در قفس و یا به کمک پنجره ی ملکه ،  از بین بردن سلول های ملکه و بازگرداندن فوری بچه کندو به کلونی مادر نیز فقط می تواند ایجاد بچه کندو را به تاخیر اندازد ؛اما در مورد کندویی که در شرف بچه دادن است ،مهم ترین اقدام از بین بردن عوامل تولید بچه کندو و گاهی فریب کلونی و القاي این حس که بچه داده است، می باشد.

    کارهایی که حس تولید مثلی کلونی را ارضاء می کنند ،عبارتند از : تقسیم یا گرفتن بچه کندوی مصنوعی ، برداشتن قاب های محتوی نوزاد به همراه زنبورهای پرستار ، جابه جایی یک کلونی قوی که در شرف بچه دادن است با یک کلونی ضعیف ونیز اجرای روش زیر به عنوان مؤثرترین اقدام در این زمینه  :

سر و ته کردن کندو ( Reversing ):

در این روش همزمان با افزایش جمعیت و حجم کلونی باید بین طبق وبدنه ی کندو یک پنجره ی ملکه قرار داد. سپس باید ملکه ، شان های خالی ، ذخایر عسل و گرده را به طبق بالا منتقل کرد و همزمان جهت پیش گیری از سرماخوردگی نوزادان ، دریچه ی ورودی کندو را کوچک نمود.

حدود 7 تا 10 روز بعد می توان ورودی کندو را باز و عمل سرو ته کردن را دوباره انجام داد . حتی می توان برای سومین بار نیز این عمل را تکرار کرد. در اين خصوص در منابع مختلف ،شيوه هاي ديگري نيز بيان شده است .

گرفتن بچه کندو 

جمع آوری بچه کندو کار بسیار راحتی می باشد ؛ به شرط آن که به دو نکته توجه كنيم :   اکثر زنبورهای  بچه کندو آرام هستند .پس می توان به راحتی روی آنها کار کرد و آنها را به کندو منتقل نمود .

 

                                                                                      

 

 

 

 

هنگامی که به گروهی از زنبورهای  سرگردان برخورد می کنیم که تاریخچه ی مشخصی ندارند ، باید محتاط تر باشیم ؛ زیرا ممکن است دیگران آنها را به طور مکرر اذیت و آزار کرده باشند. در این حالت آنان همانند یک بمب آماده ی انفجار عمل می کنند و خیلی سریع در محیط پخش می شوند .  پس از گرفتن این بچه کندوها ، تا زمانی که از سلامتی آنها مطمئن شویم ، باید آنها رادر محیطی دور از زنبورستان نگه داریم . اگر بچه کندو در حفره ای قرار گرفته باشد ، تا قبل از حصول اطمینان از نحوه ی بیرون کشیدن و در اختیار گرفتن آن ، نباید به آن دست بزنیم .  بچه کندو و به ویژه پیش بچه ها ،در فاصله ي کمی و به طورمعمول تا 50 متری از کندوی مادر بر روی شاخه های درختان در ارتفاع حدود 2 تا 8 متری مستقر شده ، به صورت خوشه ای از شاخه آویزان می شوند . روشی ساده برای گرفتن بچه کندو این است که یک جعبه ی خالی کندو زیر خوشه ی زنبورها قرار دهیم . سپس ، ناگهان به شاخه ضربه بزنیم . دراین حالت خوشه ی زنبورها به راحتی به داخل کندو می ریزد.

 

 

 

 

 

 

حال، در کندو را گذاشته و آن را در فاصله ی 3 متری ازخوشه قرار می دهیم.  در پایان،در کندورا روی آن قرارمی دهیم وبه منظوربرگشت زنبورهای  متفرقه  حداقل 2 تا 3 ساعت کندو را در  آن محل نگه می داریم این نکته را نباید فراموش کرد که کندوی گرفته شده باید پر از شان خالی و چند پایه ی مومی باشد ؛ زیرا زنبورهای بچه کندو علاقه ی وافری به موم بافی دارند .این زنبورها  در صورت خالی بودن فضای کندو ویا حتی قسمتی از آن، شروع به وحشی بافی می نمایند . چنانچه محل استقرار خوشه ی زنبورها  نامناسب باشد ؛ برای مثال اگر روی شاخه ای ضخیم و یا بر سر شاخه هایی درارتفاع زیاد مستقر شده باشد، می توان  از یک کیسه ی کتانی متوسط جهت انتقال آنها به کندو استفاده نمود. اگرکندوهای کوچک  پس بچه بدهند، به طورمعمول بیش از یک ملکه دارند. به علاوه این كلوني ها نسبت به باقي ماندن در كندو خیلی بی میل هستند . اگر آنها را وارد کندو کنیم ، خیلی زود از آن جا خارج می شوند . در چنین حالتی اگر ورودی کندوی آنها را به مدت دو روز ببندیم ، ملکه ی اصلی کلونی انتخاب می شود و کندو به ثبات می رسد .

زمستان گذرانی

واﮊه ی زمستان گذرانی در زنبورداری ، عبارت است ازتمام آن چیزهایی که یک زنبوردار باید برای اطمینان از بقای کلونی هایش با بیشترین جمعیت و کمترین مصرف غذا انجام دهد  به طور کلی سه عامل در زمستان گذرانی اهمیت دارد :

1- زنبورهای  جوان    2- غذای خوب و کافی   3- حفاظت

 

 

 

 

 

ازآن جا كه نمی توان ازکلونی ها درفصل زمستان بازدید نمود،مهم است که ملکه های خوب و جوان ، آنها را هدایت کنند . ملکه های جوان در پاییز بصورت تاخیری تخم می گذارند و پرورش نوزادان را در فصل بهار، زودتر از ملکه های پیر شروع می کنند . زنبورها  برای زمستان گذرانی به حدود 25 تا 30 کیلوگرم عسل نیاز دارند . در مناطقی که زنبورها در فصل زمستان پروازهای تقریبا کوتاهی دارند ، کیفیت غذای مورد استفاده برای زمستان گذرانی چندان مهم نیست . زمانی که زنبورها  دراین مرحله بیش از یک ماه حبس می شوند ،تنها اگراز شربت شکر تغذیه کنند می توانند زنده بمانند . دربیشتر مواقع پیدا کردن محل مناسب جهت زمستان گذرانی زنبورها مشکل است ؛ زیرا محل زمستان گذرانی باید خشک باشد ، نور آفتاب به آن بتابد ، سطحی معقول داشته باشد ودر مقابل بادهای متداول به خوبی حفاظت شود . کلونی هایی که در زمستان نور آفتاب زیادی به آنها می تابد ازعسل کمتری استفاده خواهند کرد . کلونی های زنبور عسل می توانند در مقابل درجه حرارت های پایین مقاومت کنند ؛ اما جمع شدن رطوبت در داخل کندو ، می تواند خطرناک باشد . تلاش برای پرواز در زمستان آن هم در روزهایی که ممکن است خیلی از آنها  بر اثر سرمای محیط یا برف از دست بروند ، غیر معمول نیست . در چنین حالتی، تلف شدن بسیاری از زنبورها  طبیعی است . تلف شدن زنبورها  تا جایی که به بقای کلونی به خطر نيفتد مهم نيست ، زیرا زنبورهای پیرترو ضعیف تر ازبين می روند.

سالنامه

با توجه به اينكه مديريت بچه كندو و زمستان گذراني دو معضل بزرگ زنبوداري هستند ، تمام فعاليت زنبورداران را در طي سال مي توان در مديريت اين دو مشگل و نيز عمليات مربوط به توليد ، برداشت محصول و همچنين پيشگيري از بيماري ها و آفات زنبور عسل خلاصه نمود . با توجه به تنوع آب و هوايي كشور و وجود اقليم هاي متفاوت سالنامه اي كه خواهد آمد به عنوان نمونه براي آب وهواي مناطق مركزي ايران و به طور مشخص براي تهران تنظيم شده است .

فروردین ماه:

   درصورت نياز، قاب به کندو اضافه می کنیم . باید همیشه دو قاب از کندو جلوتر باشیم ؛ نه بيشتر. از همین ماه باید مراقب تراکم جمعیت در فضای پرورشی باشیم . تراکم جمعیت از عوامل اصلی ایجاد بچه کندو است .

 بهترین زمان برای تعویض ملکه همین ماه  است  زيرا احتمال پذيرش ملكه در این ماه بيش از ماه های ديگر است. دراول فروردین یک تغذیه برای زنبور لازم است.

 در زمان بارندگی هم باید کلونی را تغذیه کرد؛زيرا علي رغم جريان مناسب شهد ، به علت عدم امکان پروازو نيز افزايش جمعيت ، ممكن است ذخيره ی غذايی کندو پاسخ گوی نيازكلوني نباشد . در نتيجه کلونی براثرگرسنگي ،  ضعيف و يا نابود مي شود .

 

 

 

اردیبهشت ماه:

پرکارترین ماه برای زنبور عسل و زنبوردار است. اوج فراواني جمعیت و تخم ریزی در اردیبهشت و خرداد است. در اغلب استان های مرکزی و شمالی کشور، اردیبهشت ماه زمان بچه دادن کندوهم هست .در این ماه به کندو قاب های زیادی می دهند و روی جمعیت های قوی طبق می گذارند. مهم ترین کارهای زنبوردار در این ماه ، مدیریت ، پیشگیری و کنترل بچه کندو ست .

خرداد ماه:

   اوج تولید عسل و افزايش محصول در این ماه است. در این ماه نيز می توان از کلونی بچه گرفت ، آن را تقسیم يا ادغام نمود ؛ زيرا حداکثرميزان تخم گذاري سالانه در این ماه انجام می شود .به طور معمول در پایان خرداد ماه،  یک مرحله برداشت عسل انجام می گيرد ضعيف يا نابود می شود.

تیرماه:

   به طورمعمول در تیرماه ، به علت افت ناگهاني جريان شهد باید کندو ها را جابه جا کرد . اگر امکان جابه جایی کندوها فراهم نبود، از تغذيه ی مرتب آن نبايد غافل شد. به هر حال در تغذیه ی زنبور عسل باید مراقب بود که غذاهای مصنوعی به محصول عسل کندو ، راه نیابد.

 

 

 

مرداد ماه:

   در این ماه باید جمعیت را به كمك شربت تحریک کرد . زنبورهای نر در مردادماه به علت اتمام  فصل جفت گيري و به دليل اين كه فقط مصرف کننده اند و درهيچ يك از فعاليت هاي كلوني شركت ندارند ، از كندو اخراج می شوند . در اصطلاح به اين رفتار« نركشي » می گويند . بديهي است که زنبورهای نر در اين حالت ، به علت وابستگي شديد غذایي که به زنبورهای كارگر دارند ، به زودی می ميرند . اين رفتار نشانه ی ديگري از افت ناگهاني جريان شهد است که رفتار غارت كلوني ها را نيز به دنبال خواهد داشت .فيلم نركشي

 

 

 

 

 

 

 

شهریور ماه:

 در این ماه رفتار نركشي پایان یافته امّا رفتار غارت ادامه دارد. اگر عسل تولیدی در بهارتاكنون برداشت نشده ، باید از کندو خارج شود ، در غير اين صورت ممكن است مورد استفاده ی خود زنبورها قرار گيرد .

 همچنين اگر کندو ها را کوچ داده باشيم ،می توانيم يك بار ديگرعسل برداشت کنيم. از اين ماه به تدريج جمعيّت ها کاهش می یابد و کندو ها ضعيف تر می شوند. آخرین فرصت برای تعویض ملکه های پیر و ضعیف در این ماه است . تعویض این ملکه ها به روش تابستانی و با استفاده از قفس بزرگتر انجام می شود .

مهر ماه:

   در این ماه باید زنبورها را برای زمستان گذرانی آماده کنیم :

 - تغذیه ی زمستاني را شروع کنيم وازعایق بندی کندوها و بازدید دریچه ی پرواز غافل نشويم . به طورمعمول در مهر ماه به منظور كاهش مصرف انرژي وجلوگيري از ورود مهاجمان مختلف از قبيل موش وزنبور های بزرگ و ... به داخل كندو ، دريچه ی پروازرا كوچك تر کرده ویا از شبکه های مخصوص استفاده می کنند. کندوها باید سالم باشند . کندوها را باید  در محلی که از جریان باد  سرد زمستانی دور است ، نگه داریم .

- باید به تعداد لاروها و تخم ها توجه کنیم ؛ارزش تخم ولارو در اين موقع از سال بسيارزياد است كلوني پرجمعيت راحت ترزمستان را پشت سرمی گذارد

- باید کندو را از نظر ابتلا به انواع بيماری ها از جمله «واروآ» و «نوزما» بررسی و در صورت لزوم با آن ها مبارزه کنیم .

 

 

 

 

 

 

 

 

آبان ماه:

   در این ماه ، ملکه تخم ریزی خود را قطع می کند. بنا براين بايد ازبازديدهاي بي مورد به ويژه زماني كه درجه حرارت محيط زير 10 درجه و رفت و آمد زنبورها  قطع شده است ، اجتناب  نمود .  براي اطلاع از وضعيت كلوني مي توان از روش های ديگری استفاده کرد :  - اگر زنبور را کنار آب ديديم  ؛ يعني در کندو تخم یا لارو وجود دارد .همچنين ديدن و شمارش زنبورهایی که به کندو وارد و یا از آن خارج می شوند ، وزن کردن مستمر كندو ، گوش دادن به صداي زنبورهای داخل كندو پس از آن که به ديواره ی کندو ضربه زدیم يا مشاهده ی  مصرف شربت زنبورها مي تواند از روش هاي مناسب كنترل زنبورستان باشد . استفاده از اين روش ها می تواند در مدّت زمستان گذراني ادامه يابد . در نواحی مرکزی و شمال غربي ایران ، زنبورها از نیمه ی دوم این ماه خوشه  می بندند.

آذر ماه:

   در این ماه به علت بارش احتمالی برف باید سوراخ پرواز هر چند وقت یک بار مورد بازدید قرار گيرد. همچنين مي توان به امور دفتري از جمله آمار زنبورستان ، كندوهاي آن وشناسنامه ی هر يك از كلوني ها رسيدگی کرد و به نظافت ابزار ، وسايل داخل انبار و مرتب کردن آنها پرداخت.

دی ماه:

   به علّت سرمای زياد ، نباید درِكندو را باز کرد و وضعیت کندو را  باید از طریق سوراخ پرواز بررسی نمود . در مواقع ضروری، باید این کار را در یک روز آفتابی انجام دهیم.

 

 

 

بهمن ماه:

   در این ماه زنبور از خواب زمستانی بیدار می شود . در اواسط این ماه ، ملکه شروع به تخم گذاری می کند.اگر نسبت به محیط شناخت داریم ، باید قانون 40 روزه (تغذیه ی تحريكي )را اجرا کنيم ؛ تغذيه در اواخر اين ماه ، در چهل روز بعد موج جمعيتي را به راه می اندازد  كه با اول اوج جريان شهد همزمان است . بیماری «نوزوما» هم از آفاتی است که در این ماه زیاد می شود.

اسفند ماه:

   فعّاليّت تدريجی زنبور ها از اوّل اين ماه آغاز می شود . تخم گذاری افزايش می يابد و مصرف غذای جمعیت نيز نسبت به ماه های ديگر بيشتر می شود . به  طورمعمول اوج تلفات زمستاني كلوني ها نیز به علت اتمام غذاي آنها  در اين ماه ديده مي شود.

محصولات کندو

عسل

عسل عبارت است از نوش و مواد شیرین ترشح شده از گیاهان که زنبور عسل آنها را جمع آوری و پس ازاعمال تغییرات لازم درشان های کندو ذخیره می کند.

در استاندارد ايران ،عسل طبيعي عسلي است كه توسط زنبورهاي عسل به طور طبيعي از شهد گل ها يا قسمت هاي ديگر گياه در كندو به وجود مي آيد و به محصولاتي كه از تغذيه ی مصنوعي زنبورها  با گلوكزيا شكر و... ساخته شده عسل طبيعي گفته نمي شود.

 

 

 

 

 

منشأ عسل شهد گل هاست که از غدد شهد زای گل گیاهان ترشح می شود. شهد ، ابتدا بین 20 ـ 90 درصد رطوبت دارد . شهد در کندو طی فرایندی رطوبت گیری می شود تا رطوبتش به 17 ـ 18 درصد برسد . در این هنگام زنبور عسل درِ حجره ی عسل را با موم می بندد و در واقع آن را بسته بندی یا کپسوله می کند.

سایر ترکیبات عسل عبارتند از: 75 ـ 85 درصد کربوهیدرات ها، يک درصد مواد معدنی و سایر مواد از جمله ویتامین ها، اسیدهای آلی، اسیدهای آمینه و آنزیم ها به مقدار کم . قند عسل  چهاربرابرقند محلول اشباع شده آب با شكر است . در حقیقت عسل ، محلولی فوق اشباع از قند ها می باشد. غلظت بالای قند در عسل ، نگهداری عسل را به مدت طولانی ممکن می سازدوانرژی بالایی (یعنی حدود 4/30کیلو کالری)  به آن می دهد.این غلظت باعث ویسکوزیته و فشار اسمزی بالای عسل می شود.

تركيبات عسل

اجزای اصلي تشكيل دهنده ی عسل درهمه ی انواع عسل يكسان است ؛ ولی نسبت آنها با يک ديگر تفاوت دارد . درتركيبات عسل مواد مختلفي چون: آب ، قندهاي مختلف ، اسيدهاي آلي ، اسيدهاي آمينه ، ويتامين ها ، آنزيم ها ، موادمعدني، اسانس هاي روغني و ساير مواد وجود دارد.

رطوبت

رطوبت عسل بين 13 تا 28 درصد است وميزان متوسط آن 6/18 درصد در نظر گرفته مي شود. اين ميزان درمعرض هواي خشك يا مرطوب تغيير مي كند.

كربوهيدرات ها

عسل حاوي حدود چهار برابر قند نسبت به آب است . تاكنون 26 نوع قند در عسل شناخته شده است.75  تا 85 درصد تركيبات عسل را كربوهيدراتها و 95 تا 99 درصد كربوهيدراتها را قندها و 80 تا 90 درصد قندها را گلوكز و فروكتوز تشكيل مي دهند . ساکاروز نیز حدود 3 تا 5 درصد از ترکیبات عسل را شامل می شود .

مواد معدني

منشأ مواد معدني عمدتاً شهد گل هاست . ميانگين مواد معدني حدود7/ . درصد است.پتاسيم مهم ترين ماده ي معدني موجود درعسل است كه مقداري از خواص جذب رطوبت و ضد ميكروبي عسل را به آن نسبت مي دهند.

اسيدهاي آمينه

18 نوع اسيد آمينه در عسل شناخته شده كه بيشترین منشأ شهد را دارد و« پرولين» مهم ترين آنهاست.

 

 

 

 

آنزيم ها

ازمهم ترين تركيبات عسل هستند و نقش مهمي در توليد عسل از آخرين ماده ی خام گياهي يعني شهد برعهده دارند وبه حرارت بسيار حساسند. آنزيم « انورتاز» ساكارز موجود در شهد را به فروكتوز و گلوكز تبديل مي كند .مشخص شده است كه نگهداري عسل در مدّت 17 ماه در حرارت معمولي بيش از نصف آنزيم هاي آن را از بين مي برد.

ويتامين ها

منشأ اصلي ويتامين ها شهد و در وهله ي بعدي گرده است . حرارت و نور از عوامل مخرب ويتامين ها هستند . مهم ترين ويتامين هاي عسل عبارتند از: B1 ‚B2 ‚B6 ‚E ‚K  و ... .

 

 

 

 

 

 

 

اسيدهاي آلي

مهم ترين اسيدهاي عسل عبارتند از: اسيد گلو كونيك ‚ اسيد فرميك ‚ اسيد استيك ‚  اسيد ماليك و... .

اجزای معطر

بعضي از مواد موجود در عسل باعث عطر و بوي آن مي شوند

تغييرات عسل پس از توليد 

عسل از زمان تولید در کندو تا زمان مصرف همواره دستخوش تغییرات گسترده ای قرار می گیرد. اين تغييرات مربوط به جذب رطوبت ‚تخمير ‚ شكرك زدن و از بين رفتن رنگ ، بو و طعم است .

تغيير رنگ ‚ طعم و بوي عسل مربوط به آلودگي وسايل در اكستراكتور ‚ قرار گرفتن در معرض نور و درجه حرارت بالا در زمان عمل آوري  مي باشد. تخميرعسل ، بوي نامطبوع و طعم ترشيدگي ايجاد مي كند.

شكرك زدن یا «كريستاليزاسيون » :

   اگر عسل در درجه حرارتی پایين تراز آنچه در كندو است ذخيره شود، بعضي قندها ی آن ممكن است متبلوريا كريستاليزه شوند .شكرك زدن و دوره ی ايجاد آن ، اساساً به ميزان قندهاي اصلي موجود در عسل بستگي دارد كه اين مسأله خود به تركيب قندهاي شهد متكي است و از روي آن نمي توان به طبيعي و غير طبيعي بودن عسل پي برد.

يكي از مهم ترين عوامل مؤثر در شكرك زدن عسل ، بالا بودن مقدار گلوكز است . براي بررسي وضعيت گرانولاسيون عسل ، از نسبت گلوكز به آب به عنوان معيار استفاده مي كنند . نسبت گلوكز به آب در دامنه ی گرانوله شدن 58/1 تا 24/2 است ودرجه ی گرانوله شدن به ترتيب از 0 تا 8    است .

عوامل مؤثر در شكرك زدن :

1 - درجه حرارت محيط : عسل در درجه حرارت 14 درجه زودتر مي بندد .

2 - وجود ذرّات خارجي وذرّات مختلف درعسل : این ذرات به عنوان هسته ی اوليه ی كريستال ها عمل مي كنند .

3 - تركيبات و منشأ گياهي : عسل گياهان تيره ی گاوزبان خيلي كم شكرك می زند . عسل گیاهان تيره ی گز كاملاً سفت و محكم است .

 

 

تخمير

اگر ميزان آب و حرارت براي رشد مخمّرها مطلوب باشد ، تخمير صورت گرفته ، طعم وبوي نامطبوعي در عسل ايجاد مي كند. به منظور جلوگيري از تخميرعسل ، بايد ميزان آب به حد كافي پایين باشد و عسل در درجه حرارت زير 11 درجه ی سانتي گراد ذخيره شود.زنبور عسل ، شهد گیاه را طی مراحلی به عسل تبدیل می کند که عبارتند از :

1 - تغییرات شیمیایی که به وسیله ی آنزیم ها ایجاد می شود .

2 - تغییرات فیزیکی که با تبخیر برخی مواد حاوی آب در شهد صورت می گیرد .

در حین این که زنبورهای عسل جستجوگر، شهد را از مزارع جمع آوری می کنند ،آنزیم هایی از غددتحت حلقي (Hypopharingial) آنها ترشح می شود . این آنزیم ها به شهدی که به سمت عسل دان می رود ، افزوده می شود . احتمال داده می شود که دراکثر مواقع این آنزیم ها به وسیله ی سایر زنبورهای داخل کندو ، ضمن انتقال شهد از یک زنبور به زنبور دیگر درحین فرایند ساخت عسل به آن افزوده می شود .

آنزیم اصلی «اینورتاز» یا«ساکاراز» است که قند ساکارز را که یک دی ساکارید است به منوساکاریدهای تشکیل دهنده اش یعنی گلوکز و فروکتوز تبدیل می کند .

 

 

C12H22O11   +   H2O                              C6H12O6   +    C6H12O6

 

زنبورهای تبدیل کننده ضمن تجزیه ی ساکارز ، برخی از مولکول های گلوکز حاصل از تجزیه را به سایر مولکول های گلوکز متصل کرده و از آزاد بودن این مولکول ها در محلول ممانعت می کنند .

نتیجه ی این عمل تولید مقادیر اندکی دی ، تری و یا .... ساکارید است که در عسل ساخته شده پیدا می شوند . این واکنش باعث می شود که همیشه مقدار گلوکز از فروکتوز موجود درعسل کمتر باشد .

همچنین زنبورهای عسل ، آنزیم گلوکز اکسیداز را به شهد اضافه می کنند که در اثر آن تعدادی از گلوکزها به اسید گلوکونیک و پراکسید هیدروﮊن تجزیه می شود . اسید گلوکونیک متداول ترین اسید آلی در عسل است . پراکسید هیدروژن نیز به عنوان آنتی باکتری عمل می کند .

سایر آنزیم ها نیز ممکن است ضمن این فرایند توسط زنبورعسل افزوده شوند؛ ولی آثار کمتری از آنها در عسل شناخته شده است .

شهد اکثر گل ها حاوی 20 -50 %  آب است. در حالی که عسل به طور متوسط  دارای 17- 19%  آب می باشد . کارکردن زنبورها با شهد منجر به کاهش مقدار رطوبت شهد می شود . لذا درهنگام ذخیره ی عسل ، فرآیندي در عسل صورت نمی گیرد .

شهد بلافاصله به کندو برده می شود . زنبورهای جوان تر رطوبت اضافی آن را می گیرند . آنها جهت سهولت تبخيرآب شهد را بين آرواره ها ي خود بصورت يك حباب باز مي كنند  . جریان هوا در کندو از طریق تهویه ی زنبورهای داخل كندو ایجاد می شود . این هوا از روی عسل نرسیده در سلول های پوشیده نشده عبور كرده و  آب بیشتری را تبخير مي كند . در شرایطی که جریان عسل در شان ها بیشتراست ؛ زنبورها تا هنگامی که رطوبت آن به زیر 6/18 % نرسد ، در سلولها را نمی بندند .

خواص  تغذیه ای و دارویی عسل

خواص تغذیه ای مهم عسل عبارتند از: انرژی بالا و سهولت هضم . این خواص باعث می شود بدن بلافاصله از آن استفاده کند ، بدون این که نيازی به دخالت ساير اعضا  برای تجزیه ی آن وجود داشته باشد.

استفاده ی زیاد ازعسل درتغذیه ی کودکان بسیار توصیه شده است ؛ زيرا اسیدوز ایجاد نمی کند ، به سرعت جذب می شود و از تخمیر الکلی نیز جلوگیری می کند. عسل اشتها را زیاد می کند ، حرکات پریستالتیک روده را قدرت می بخشد، هیجان و تحریک را کاهش می دهد و سبب تسکین و آرامش می شود .

 

 

 

 

 

 

 

عسل علاوه بر ویژگی های منحصر به فرد تغذیه ای، در درمان بیماری ها نیز کاربرد های گوناگون دارد. در مورد پیشینه ی عسل درمانی به طور خلاصه به سه نکته اشاره می شود:

الف- عسل قدیمی ترین دارو و یا یکی از قدیمی ترین داروهای مورد استفاده ی انسان است.

ب- عسل ، تنها ماده ی دارویی است که در کتاب دینی ما مسلمانان به آن اشاره شده است.

ج- عسل پرمصرف ترین داروی سنتی است که در درمان بسیاری از بیماری هاکاربرد داشته است .

عسل در پزشکی نوین هم در درمان بسیاری از بیماری های انسان به کار برده می شود ؛ اما مانند طب سنتی، بیشترين کاربرد آن در درمان زخم های لاعلاج، التهاب های معده و بیماری های چشمی می باشد.

 

 

 

دلایل وجود آثار دارویی درعسل عبارتند از:

الف- فشار اسمزی: عسل به دلیل فوق اشباع بودن از قندها ،خاصیت اسمزی بسیار بالایی دارد . بدین ترتیب آب را از دسترس باکتری ها و میکروب ها دور ساخته و با «دهیتراته» کردن ، باکتری ها و میکروب ها را می کشد .

ب- پراکسید هیدروژن: اين ماده با  فعال شدن آنزیمی به نام «گلوکوز اکسیداز» در عسل رقیق شده ایجاد می شود . دراین زمان پراکسیدهیدروژن تجزیه شده ورادیکال های  آزاد فعال را به وجود می آورد . این رادیکال های آزاد ، باکتری ها را از بین می برند .

ج- آنزیم هایی که زنبور عسل حین تبدیل شهد به عسل، به آن اضافه می کند .همچنين آنزیم ها و مواد مؤثر گیاهی، از دیگر دلایل خواص «فارماکولوژیک» عسل می باشند. به علاوه در تجزیه ی عسل ، مقدار کمی مواد ناشناخته نیز وجود دارد که محققان برخی از آثار دارویی عسل را به آن نسبت می دهند.

   ازعسل در درمان بیماری های گوارشی، قلبی و عروقی، کبدی، کلیوی، عصبی، تب یونجه، آسم و آلرژی استفاده شده است؛ اما آنچه امروزه به آن بیشتر تأکید می شود و مقاله ها و تحقیق های زیادی در تأیید آن وجود دارد ، استفاده از عسل در درمان زخم ها، التهاب های معده و بیماری های چشمی است.

 

 

 

عسلک (honeydew) :

 تفاوت اصلی بین عسل و عسلک منشأ آنهاست. منشأ عسلک (يا عسل برگ) ، ترشح شیرین برخی از بند پایان به ویژه آفیدها می باشد. عسلک از عسل تیره تر است و میزان زیادی مواد معدنی  دارد . وجود عسلک در عسل ، کیفیت عسل را پایین می آورد . خواص غذایی و دارویی عسلک تا اندازه ای مانند عسل است.

 

 

 

 

 

 

 

 

گرده (pollen ) :

گرده اجرام زایای نر گیاهان محسوب می گردد ومهم ترین منبع پروتئین و چربی غذای زنبور عسل را تشکیل می دهد. دانه های گرده محتوی کلیه ی مواد مغذی هستند که عبارتند از : کربو هیدرات ها، پروتئین ها، چربی ها، ویتامین ها، مواد معدنی و آب . به طوری که بعضی از دانشمندان ، گرده ی گل ها را کامل ترین غذای جهان  دانسته اند.

دانه های گرده ی گونه های مختلف گیاهان از نظر ارزش غذایی متفاوت هستند.هرچند ازاین نظر کار کمی روی گرده انجام شده، اما برخی از شاخص ها در این زمینه عبارتند از : گیاهان خود گرده افشان، گرده ای با ارزش غذایی کم تولید می کنند؛ در حالی که بیشتر گیاهانی که جهت گرده افشانی به حشرات وابسته هستند ، گرده ای با ارزش غذایی بیشتر تولید می کنند.

پروتئین تا 40 درصد محتوای گرده را به صورت20 اسید آمینه ی شناخته شده تشکیل می دهد . این اسیدهای آمینه به منظور رشد و نمو طبیعی ، ضروری هستند. اسید آمینه ی گرده نسبت به گوشت بدون چربی ، 5 تا 6 برابر بیشتر است. نسبت پروتئین در گرده ی انواع مختلف گل ها بسیار متغیر بوده و ممکن است از 2/7 درصد (کاج) تا 5/35 درصد (خرما) متفاوت باشد. تجزیه های شیمیایی نشان می دهد که گرده (به خصوص گرده ی گل قاصدک) از نظر لیپیدها غنی می باشد. مقدار مواد معدنی ، بین 3 - 8 درصد وزن گرده است و  کلسیم، پتاسیم، منیزیم، فسفر، منگنز، آهن، سدیم، آلومینیوم، گوگرد و به خصوص مس و تعداد دیگری از مینرال ها را دربرمی گیرد. گرده همچنین محتوی تمام ویتامین های شناخته شده به خصوص اسید پانتوتنیک، تیامین، ريبوفلاوین، ویتامین C و میزان کمی ویتامین D و E است. مقدار ویتامین C از سایر ویتامین ها بیشتر است . احتمالاً مقدار کمی اسید فلوئور نیزدر گرده وجود داشته باشد . از سایر ترکیب های موجود در گرده می توان آنزیم ها، کوآنزیم ها، رنگ دانه ها (گزانتوفیل و کاروتن)، استرول ها و گنادوتروپین ها را ذکر نمود.

به طور کلی موارد کاربرد غذایی و دارویی گرده عبارتند از:

به عنوان مکمل غذایی و به ویژه محرکی پرکاربرد در بهبود وضع عمومی بدن، در پیشگیری و معالجه ی تورم پروستات و برخی از انواع ناتوانی جنسی، درمان آلکلیسم مزمن، سندروم گوشه گیری، تورم معده، تورم روده بزرگ، حساسیت مبتلایان به آلرژی های گرده ای، کاهش تب، تنظیم حرکات روده ، درمان ناراحتی های عصبی، کاهش فشار خون و به عنوان نرم کننده ی پوست استفاده می شود

 

ژله ی رويال يا ژله ی شاهانه

ژله ی رویال که شیر زنبور نیز نامیده می شود، عبارت است از یک ماده ی غذایی سفید شیری رنگ که لارو زنبور ها تا سه روزگی و ملکه در تمام عمر از آن تغذیه می کنند . ژله ی رویال از غدد تحت فکی سر زنبور عسل ترشح می شود.

ژله ی رويال مقادیر متفاوتي از قندها ‚چربي ها ‚ پروتئين ‚ اسيد پانتوتنيك ‚ مواد محلول در آب ‚ بيوپترين و نئوپترين را در خود دارد.تركيبات ژله ی رويال باعث شكل گيري کامل صفات جنسي ‚ عمر طولاني ، توانایي تخم ريزي ملكه و قدرت توليد مثل در جنس نرمي شود .

 

 

 

 

 

 

تركيبات شيميایي آن به طورمتوسط عبارتنداز:رطوبت 66 درصد‚كربوهيدرات ها  15 درصد ‚ پروتئين 13 درصد ‚ ليپيد 5 درصد و مينرال ها يک درصد .امروزه کاملاً آشکار شده که مهمترين تفاوت بین ملکه و خواهران کارگرش در نوع غذای آنهاست : ملکه درتمام عمر از ژله رویال استفاده می کند؛ اما کارگرها فقط درسه روز اول زندگی از آن تغذیه می کنند .

 

 

 

ژله ی رویال علاوه بر خواصّ منحصر به فرد غذایی، خواص ضد باکتریایی و محافظتی در مقابل ویروس ها دارد و در پیشگیری از بروز بیماری های ویروسی بسیار مؤثر است. ژله ی رویال در افراد سالم برای اهدافی از جمله افزایش بازده ی فیزیکی، جنسی ، هوشی و سلامت ظاهری(زیبایی فردی) به کارمی رود . این ژله برای افراد بیمار به منظور مبارزه با ضعف و ناتوانی جسمی و روانی، بی اشتهایی، کاهش وزن، لاغری مفرط و به طور کلی عموم نارسایی های جسمی ، فرسودگی ها و یا پیری زود رس و مفرط کاربرد دارد.

زهر

زهر زنبور عسل از یک جفت غده ی زهر ساز ترشح و سپس از طریق مجاری مخصوص به کانال مرکزی و در نهایت به داخل کیسه ی زهر هدایت می شود.

متداول ترین کاربرد زهر در زنبورهای عسل ، دفاع از جمعیت کندو در مقابل پستانداران عسل دوست و بی مهرگان مهاجم است. همچنین زنبورهای کارگر به منظور ضدعفونی کردن و تازه ماندن عسل ، مقداری زهر به زیر در پوش مومی حجره های عسل تزریق می نمایند.

مقدار زهر در داخل كيسه ی زهر بين 15/ . تا 3/ . ميلي گرم است . متوسط دوز كشنده ی LD50 براي انسان،8/2 ميلي گرم به ازای هر كيلو گرم وزن بدن است. زهر زنبور مايعي شفاف و بي بو است .

تركيب شيميایي زهر : رطوبت 88 درصد ‚گلوكز‚ فروكتوز‚ فسفوليپيد و ... . زهر حداقل 18 تركيب  دارد که از لحاظ دارويي فعال هستند . زهر زنبور را بايد در يخچال و در ظروف تيره رنگ نگهداري كرد . مدت  زمان نگهداري نبايد از چند هفته بیشتر شود .

زهر زنبور عسل ضد التهاب است و بیشتر در درمان ورم مفاصل و روماتیسم کاربرد دارد.زهرزنبورعسل،گران ترین فرآورده ی زنبورعسل محسوب می شود و در بازارهای جهانی هر گرم آن تا 6 برابر قیمت طلا خریداری می گردد .

 

 

 

 

 

 

 

 

موم

موم را سه جفت از چهار جفت غده های زیر شکمی زنبورهای کارگر در سنین خاص؛ یعنی در سیزدهمین تا هجدهمین روز پس از تولد ترشح می کنند.زنبورعسل از این ماده استفاده های گوناگونی می کند که عبارتند از :

ساخت حجره هایی برای پرورش لارو ها ، ذخیره ی موادی چون عسل، عسلک و گرده ، همچنین بستن در حجره ها و درزهای کندو که بيش از 7 میلی متر قطردارند. درتهيه ی موم ،تغذيه از مواد قندي خصوصاً شهد و عسل برای زنبور بسيار حائز اهميت است . رنگ موم تازه ترشح شده اززنبور، سفيد است.

 

 

 

 

 

تركيبات شيميایي موم و ویژگی های فيزيكي آن: تركيبات متوسط موم شامل: هيدرو كربن 16 درصد ‚ الكل هاي مخصوص 31 درصد ‚ اسيدهاي مختلف 31 درصد ‚ هيدروكسي اسيد 13 درصد و ديول ها 3 درصد است.

موم ، ماده اي جامد وبي شكل ‚ بدون طعم ‚ غير قابل حل در آب با نقطه ی ذوب 4/64 ‚ نقطه ی انجماد 5/63 درجه سانتيگراد و چگالي 963 / . مي باشد . تنها ماده ی غذایی موجود در موم ویتامین A است که به وفور در آن یافت می شود . سایر ترکیبات اصلی آن برای دستگاه گوارش انسان غیر قابل هضم است .

موارد استفاده ی موم : از موم درصنايع نساجي ،شمع سازي ،لوازم آرايشي ،داروسازي ، دندانپزشكي ، قالب سازي و...استفاده می شود. هر کندوی قوی زنبورعسل ، سالانه بین   200 ـ 350 گرم موم تولید می کند.براي توليد هر كيلو موم 8 ـ7 كيلو عسل مصرف مي شود ، بنابر اين ، مديريت اين امر در راندمان زنبورستان بسيار مهم است .

 

         

بره موم

بره موم ، صمغ درختان است که در اندام های مخصوصی از گیاهان ترشح می شود و زنبور آن را جمع آوری و با انتقال به كندو آن را فرآوري مي كند

روش جمع آوری آن تقریباً مثل جمع آوری گرده است ؛ زنبور آن را داخل ساک گرده جمع آوری و به داخل کندو منتقل می نماید.مهم ترین منابع گیاهی بره موم عبارتند از: بید، بیدمشک، نارون، تبريزي، بلوط، شاه بلوط، آلبالو، زردآلو، انواع صنوبر، توسکا، فندق، باريجه و سوزنی برگان.

 

 

 

 

 

 

 

ازبره موم به عنوان چسب برای چسباندن قسمت های مختلف داخل کندو وقاب ها به یک دیگر استفاده می کنند . بره موم به عنوان ماده ای ساختمانی جهت بستن شکاف های بزرگ و نیز به عنوان بهترین آنتی بیوتیک در داخل کندو استفاده می شود.بره موم در شرایط معمولی ماده ای است جامد، خمیری، چسبناک و به رنگ قهوه ای متمایل به سبز (بره موم سبز) تا قهوه ای مایل به قرمز (بره موم قهوه ای) . بره موم درحلّال های آلي مثل الكل اتيليك و استون حل می شود ودر درجه حرارت پایین ، سفت و شکننده و نقطه ی ذوب آن 83 درجه ی سانتیگراد است.

ترکیبات شیمیایی بره موم به طور متوسط عبارتند از : 30 درصد موم، 55 درصد رزين بالزام، 10 درصد روغن های اتري ، 5 درصد گرده ی گل و  مقادیر بسیار کم ازترکیبات ديگر . بره موم در صنعت کاربرد های مختلفی دارد و به طور کلی می توان گفت که از آن ، انواع محصولات دارویی و آرایشی تهیه می گردد . بره موم در تهیه ی بسیاری از دارو ها و مواد آرایشی ساده تا مصارف دندان پزشکی و ضد سرطانی مختلف نیز به کارمی رود؛اما خواص ضد باکتریایی ، ضد قارچی و ضد ویروسی آن معروف تر است.به طور متوسط سالانه می تـوان از یک کلـونی زنبور عسـل حدود 150 تا 250 گـرم بـره مـوم برداشت نمود .

 

 

 

 

 

 

 

 

آفات و شکارچیان

بید موم خوار بزرگ : این حشره تقریباً مهم ترین آفت فرآورده های زنبور عسل به ویژه  در مناطق گرمسیری است و سالیانه خسارات زیادی به زنبورداران وارد می کند .

بید موم خوار ، خودش هیچ خسارتی به کندو نمی رساند بلکه لاروهای خارج شده از تخم های آن در کندو ، با خوردن موم به کندو آسیب  می رسانند . کرم موم خوار تنها موجودی است که قادر به هضم وجذب موم می باشد .

پروانه ی موم خوارتخم های خود را در کنار شان ها می گذارد . لاروها پس از خروج از تخم شروع به تغذیه از موم می کنند واین کاررا تا زمان رسیدن به مرحله ی شفیرگی ادامه می دهند . لاروها در دوران شفیرگی ، هیچ گونه خسارتی به کلونی وارد نمی کنند .

کمبود مواد غذایی ، وجود بیماری ها ، از دست رفتن ملکه ، کاهش شدید جمعیت زنبورهای کارگر ، آب وهوای گرم و ضعیف بودن کلونی از مهم ترین عواملی هستند که کندو را به این آفت حساس می کنند  .

بهترین راه برای کنترل این حشره ، قوی نگه داشتن جمعیت  کلونی است . تمیز کردن آشغال های کف کندو حداقل یک بار در سال ، کنترل بیماری ها ، تا حد امکان عدم به کارگیری حشره کش ها و بازدید مستمر شان های خالی موجود در انبار، برای پیشگیری مؤثرند .

 

 

 

 

شپش زنبور عسل : این شپش ها در واقع مگس های تغییر شکل یافته ای هستند که بال های خود را از دست داده و زندگی انگلی پیدا کرده اند .

  اندازه ی این حشره 5/1 تا 2 میلی متر است . به کمک ناخن های خود به بدن زنبورها می چسبد؛  ولی از خون آنها تغذیه نمی کند بلکه در غذای آنها شریک مي شود .

حشره ی ماده تخم های خود را در سطح خارجی یا داخلی سرپوش حجره های عسل قرار می دهد و حدود 2 ماه طول می کشد تا از تخم به حشره ی بالغ تبدیل شود . این حشره ، انگل ملکه ، زنبورهای کارگر و نرمی باشد .بهترین راه مبارزه با این انگل دود دادن کندو با دود تنباکو است .

 

 

 

 

 

 

 زنبور درشت : این زنبورها انواع مختلف دارند ومی توانند کلونی ها را ازبین ببرند  این زنبورها با کمین در نزدیکی کندو ، زنبورهای عسل را شکار و سر و شکمشان را جدا می کنند . آنها سینه را به داخل محل زندگی خود که به طورمعمول در داخل زمین یا تنه های درختان است انتقال می دهند . بهترین راه مبارزه با آنها این است که درصورت نزدیک بودن لانه هایشان به کلونی ، آنها را ازبین ببریم .

 

 

 

 

 

 

 

 

مورچه ها : مورچه ها یک خسارت تدریجی و یک خسارت سريع وشديد ایجاد می کنند .خسارت تدریجی از طریق تغذیه از محصولات کندو ایجاد می شود. در شرایطی که کلونی ضعیف باشد ، مورچه ها به صورت دسته جمعی و ناگهانی به آن حمله می کنند و کل کلونی زنبورعسل را ازبین می برند .

 

سوسک تاول زا : طول این حشرات به اندازه ی 3 تا 4 میلی متر می باشد . در بعضی مناطق جمعیتشان افزایش یافته و از روی گل ها ی برخی گیاهان به زنبورهای مزرعه حمله نموده و سپس به داخل کلونی راه می یابند .خسارت آنها در طی دوران بلوغشان و از طریق تغذیه از همولنف زنبور صورت می گیرد .

 

 

 

ساس ها : برخی از اعضای این خانواده نیز با تغذیه ازمنابع غذایی کلونی باعث کاهش رشد جمعیت شده و خسارت هایی را وارد می نمایند. ساس ها بیشتر در مناطق جنوبی کشوراهمیت دارند .

پرندگان : از بین پرندگان بزرگ ترین شکارچی زنبور عسل ، پرنده ی سبز قبا یا زنبور خوار است . این پرنده ی مهاجر تقریباً در تمام ایران پراکنده است . این پرنده با کمین در اطراف کندوها ، زنبورهای خارج شده از کندو را شکار می کند . خسارتی که این پرنده ایجاد می کند ، در بعضی مناطق می تواند باعث افت شدید محصول شود

موش : موش ها یکی دیگر از آفات زنبورعسل هستند که بیشتر در فصول سرد از راه سوراخ پرواز به داخل کندو رفته و از گرمای آن استفاده می کنند . موش ها در هنگام گرسنگی،با خراب کردن شان ها و خوردن عسل موجب خسارت می شوند . این جانور فرصت طلب به خصوص درطی دوران زمستان گذرانی که کلونی درخوشه  به سرمی برد ، به کندو حمله می نماید . برای پیشگیری از ورود آن در زمستان، باید از شبکه ی محافظ استفاده شود .قرار دادن كندوها روي پايه هايي به ارتفاع حدود 5/ 0 متر براي پيشگيري آفت هايي مانند موش ، مورچه ها ، سوسك ها ، و غيره بسيار مؤثر است و مزاياي زياد ديگري نيز دارد . 

 

 

خرس  : خرس با داشتن قشرضخیم چربی در زیر پوست خود و بی اثر بودن نیش زنبورها بر آن ، می تواند در مناطقی که وجود دارد به زنبورستان خسارت بزند .خرس ها درهنگام گرسنگی برای بیرون کشیدن  عسل ،کندوها را می شکنند و از این طریق هم خساراتی به بار می آورند .

 

 

 

مسمومیت به وسیله ي گیاهان

اصولاًهر گیاهی که دام را مسموم کند، زنبور را نیز مسموم خواهد کرد. در بعضی از گیاهان غیر سمی ممکن است در هنگام شکوفه دادن گیاه، شرایط محیطی غیر طبیعی تأثیراتی مشابه مسمومیت را در گیاهان به وجود آورد؛ مثلاً کاهش دما به مدت شش ساعت ، سبب می شود که گرده ی تازه ی زعفران به طورموقت سمی شود . خوشبختانه گیاهانی که زنبورها را مسموم می کنند، شهد و گرده ی کمی تولید و درنتیجه زنبورها را کمتر به خود جلب مي كنند .

دردرمان مسمومیت ها باید ماده ای راکه میزان آن به حدسمّی رسیده شناسایی و سپس رقیق کرد .

براي نمونه ، چند گياه سمي که زنبورعسل را مسموم می کنند عبارتند از :

- گونه های تاکسوس از خانواده ی سرخدارها

- آبیس آلبا (نژاد نقره ای) از خانواده ی سوزنی برگان

- پيازمعمولي ، گل لاله از خانواده ی سوسني ها

- درخت گردوي منچوري از خانواده ی گردوييان

- گونه هايي از كوئركوس (بلوط) از خانواده ی بلوط

- گندم سياه زراعي از خانواده ی ريواس

- شقايق شيشه اي ، كاتلاي باتلاقي و زلائف الملوك از خانواده ی آلالگان

- خشخاش از خانواده ی كوكناريان

- آرابيس گلابرا  از خانواده ی چليپایيان

- گونه هاي آستراگالوس( گون) از خانواده ی پروانه واران

- كاراكا  از خانواده ی كورينوكارپاسه

- درخت شاه بلوط  از خانواده ی بلوط هندي

- نمدار  از خانواده ی زيرفونيان

- كاميلاي از خانواده ی چاي

- هزار چشم معمولي از خانواده ی هزارچشمان

- گياه هفت بند از خانواده ی تيملاسه

- ياس  از خانواده ی زيتونيان

- ياسمن زرد از خانواده ی لوگانيسه

- خرزهره ی معمولي  از خانواده ی آپوسيناسه

- توتون معمولي حاوي وتاجريزي سياه از خانواده ی بادنجانيان

- گل انگشتانه  از خانواده ی ميمونيان

- گونه هاي آستر (ستاره ) از خانواده ی مركبان

- توتون معمولي وتاجريزي سياه از خانواده ی بادنجانيان

- گل انگشتانه  از خانواده ی ميمونيان

- گونه هاي آستر (ستاره ) از خانواده ی مركبان